نقش جنسی الگوی رفتار ظاهری است که بازتاب احساس درونی فرد است مبنی بر این که من مذکر یا مونث هستم. رفتار نقش جنسی به آنچه هر فرد برای شناساندن خود به عنوان یک پسر و یا یک دختر انجام می دهد می گویند. نقش جنسی در هنگام تولد ایجاد نمی شود بلکه به تدریج از طریق تجاربی که شخص در برخورد و تعامل اتفاقی و پیش بینی نشده به دست می آورد، از طریق دستورات و تلقینات آشکار و از طریق نتیجه گیری های شخصی شکل می گیرد. حاصل معلول این روند، هماهنگی هویت جنسی و نقش جنسی است.
 
مسلما در قبول نقش جنسی از طرف کودک، والدین در درجه اول اهمیت قرار دارند چرا که به یک دختر و پسر باید یاد داده شود که چگونه یک دختر یا یک پسر باشند و چه خصوصیاتی را باید به عنوان دختر یا پسر بودن داشته باشند.
 
در محیط خانه پسرها بیشتر رفتار پدر یا برادر را مورد تقلید قرار می دهند و دخترها بیشتر رفتار مادر یا خواهر را و در بیرون از منزل کودکان معمولا همبازی های خود را الگوی خویش می سازند و بر این مسئله اصرار می ورزند که پسر یا دختر هستند و حتی اگر گاه به صورت شوخی به آنها گفته شود که از جنس مخالف هستند برافروخته می شوند و ناراحتی خود را از این جهت ابراز می دارند.
 
مقبولیت نقش جنسی از طرف کودک، کاملا با رفتار والدین نسبت به فرزندان ارتباط دارد. اگر والدین بین دختر و پسر خود تبعیض قائل شوند مسلما احساسات کودک جریحه دار خواهد شد.
 
گاه کودکان در سنین پایین گرایشی به سمت جنس مخالف بودن دارند و در پوشیدن لباس جنس مخالف اصرار می ورزند، ظهور این رفتار عمدتا ناشی از داشتن برادر یا خواهر، عدم توجه به رفتار و شخصیت دختر در خانواده و بیشتر از روی حس حسادت و رقابت انجام می پذیرد.
 
 وقتی از جانب کودک نسبت به نقش جنسی خاص خودش بی توجهی صورت می گیرد نباید که والدین بدین امر دامن بزنند. فرضا پسری که از پوشیدن لباس دخترانه بیشتر خوشش می آید و یا دختری که به باز های پسرانه بیشتر علاقه نشان می دهد نباید مورد تشویق قرار گیرد و یا در بین جمع از این گرایش ها سخن به میان آید.
 
در چنین شرایطی عصبانیت و تندی و احیانا تمسخر و استهزاء نادرست و ناروا است. ملاطفت و مهربانی، رعایت عدالت و تأمین خواسته های فرزند در حد متعارف می تواند درمانی برای این رفتارها باشد. گاه شرکت دادن پسر یا دختر در برنامه های خاص هم جنسان، بسیار موثر و مفید واقع خواهد شد. اگر در مقابل این رفتارها عکس العمل نشان دهیم به تشدید رفتار و یا بحران های روانی خواهد انجامید. توجه معقول و ارزش گذاری و رعایت عدالت آرامش روانی را به این نوع کودکان باز خواهد گرداند.
 

 

 


 
 
 
دكتر زهرا ترابي ، روانشناس كودك ، مركز روانشناسي و مشاوره راه فردا

 

^