بخش اول

يكي از مهمترين اهداف ما به عنوان پدر و مادر ياري كردن به كودكان براي يافتن شخصيتي مستقل مي باشد. همه ي ما اصرار مي ورزيم كه كودكانمان نسخه بدل ما نباشند، بلكه انسانهايي باشند مستقل با سرشتي مخصوص به خود و با سليقه و آرزوهاي متفاوت از ما. با اين تفاضيل چگونه مي توانيم براي رسيدن به اين امر مهم به آنها كمك كنيم؟
سوالاتي چند ذهن والدين را در اين زمينه به خود مشغول مي دارد. به طور مثال : چگونه مي توانم اجازه دهم كودكم عواقب شكست را متحمل شود در صورتي كه فقط كافيست از همان ابتدا به نصايح من گوش فرا دهد.
مسئله ي كلي اين است كه وقتي شخصي مداوما به ديگري تكيه كند، احساسات خاصي بوجود مي آيد. كه اين احساسات نه تنها موجب سپاسگذاري از حمايت والدين نمي شود، بلكه باعث دلسردي، بي ارزشي ، رنجش و ناكامي در كودك مي شود.
بدين شكل كه اين وابستگي تلخ مي تواند وضع دشواري براي والدين بوجود بياورد. واضح است كه كودكان به سبب جواني و بي تجربگي به ما تكيه مي كنند و ما به عنوان والدين وظيفه داريم بسياري از كارها را برايشان انجام دهيم و يا به آنها تذكر دهيم ولي بايد حواسمان باشد كه از سويي ديگر اين امر باعث بروز خشونت در فرزندمان مي شود.
حال سوال اين است كه آيا راهي وجود دارد تا احساس وابستگي كودكانمان را به حد اقل برسانيم.

در اينجا ما شش راهكار به شما توصيه مي كنيم كه در اغلب موارد باعث ايجاد نتيجه دلخواه در اين زمينه مي شود.كه عبارتند از:

1-اجازه دهيد كودكانتان خود بر گزينند.
2- براي تلاش كودك احترام قائل شويد.
3- بيش از اندازه سوال نكنيد.
4- در پاسخگويي به سوالات شتاب نكنيد.
5-كودكانتان را تشويق كنيد تا از منابع و مآخذ بيرون از خانه بهره بگيرند.
6- اميد را از دست ندهيد.

شايد در وهله اول شش عبارت فوق خيلي معمولي به نظر برسند اما در عمل متوجه مي شويم كه تمرينات زيادي لازم است تا در هر يك از اين شش مورد بتوان به نتيجه دلخواه دست يافت. در ضمن توجه داشته باشيد كه قطعا اين شش مورد تمام مواردي نيستند كه بتوانند به كودك براي داشتن يك شخصيت مستقل كمك كنند. موارد مكمل مي توانند به طور مثال شامل موارد زير باشند:

. به احساسات كودك گوش فرا دهيم، يا احساسات خود را با آنان مطرح كنيم. با اين كار باعث مي شويم اعتماد به نفس فرزندمان تقويت شود.
. تشويق كودك به اينكه به جزئيات زندگي خود توجه داشته و مسئول آنها باشد.

واقيت اين است كه امر تشويق كودكانمان به استقلال مي تواند كاملا پيچيده باشد. بدين شكل كه هر چه قدر به اهميت استقلال كودكانمان پي ببريم باز هم در درونمان نيروهايي وجود داردكه ما را بر ضد آن بر مي انگيزاند.
نخستين آنها مسئله ارامش محض است. امروزه به علت اينكه ما در تمام كارها عجله داريم ترجيح مي دهيم كارهايي كه به نظرمان كودك كند انجام مي دهد (مانند: بستن دكمه ژاكت) را خودمان انجام دهيم.
دومين داشتن اين بينش كه شكست كودكمان در واقع شكست ما مي باشد. ما بايد از عهده احساساتي كه ما را به قوت به كودكانمان پيوند مي دهد، برآييم.
سومين اين احساس كه والدين اغلب از اينكه فرزندان به آنها محتاج باشند لذت مي برند. آنها از اينكه حس كنند ديگر چندان براي فرزندانشان مفيد نيستند رنج مي برند..
ما والدين در جاده پر فراز و نشيبي گام بر مي داريم. ما با تعهد مطلق به انسان كوچك و سخت نيازمند به كمك ، ياري مي رسانيم. ساليان سال نقشه مي كشيم و نگران مي شويم. ما عشقمان و تجربه مان را به آنها مي آموزيم تا روزي كه قدرت و استحكام ترك ما را داشته باشند.


بخش دوم

تفسير هر يك از مهارتهاي شش گانه

در اين بخش ما هر يك از مهارتهاي شش گانه بخش پيش را به اختصار توضيح مي دهيم.


1-بگذاريد كودكان خود انتخاب كنند:

بايد بدانيد هر انتخاب حتي از نوع كوچك براي فرزندانمان فرصتي فراهم مي آورد تا كنترلي بر زندگي خويش داشته باشند. اگر بتوانيم در كاري به فرزندمان حق انتخاب دهيم در اغلب اوقات همان انتخاب از بي ميليش خواهد كاست. به عنوان مثال مي تونيم به جاي اينكه بگوييم‌ "بايد داروت و بخوري" بگوييم «مي بينم كه از اين دوا بدت مياد برات بهتره كه اون و با آبميوه بخوري يا نوشابه؟


2- براي تلاش كودك احترام قائل شويد:

بهتر است به جاي واژه ي «اين كار خيلي آسونه» از واژه « من مي دانم اين كار خيلي مشكل است » استفاده كنيم. زيرا وقتي از جمله اول استفاده مي كنيم، كودك اگر آن كار را انجام دهد احساس مي كند چون آسان بوده هيچ هنري به خرج نداده است و اگر موفق نشود كه خود را براي نتوانستن در انجام يك كار آسان سرزنش مي كند. اما اگر جمله ي دوم را استفاده كنيم، اگر كودك كا را انجام دهد ،در آن صورت كودك به خود براي انجام كار غره مي شود و اگر از پسش بر نيايد دست كم راضي است كه آن كار سخت بوده واحساس ناكامي نمي كند.
گاها ممكن است براي والدين اين امر غير قابل تحمل باشد كه تلاش كودكشان را ببينند وهيچ همدردي با وي نكنند. در اين مواقع منعي ندارد كه به كودكانمان اطلاعاتي راجب حل مسئله بدهيم. و باز هم در نهايت اگر ديديم كودك از تلاش خود خسته گشته است مي توانيم به او توجه بيشتري مانند نوازش كردن ،نشان داده يا در حل مسئله كمكش كنيم.به عنوان مثال:به جاي جمله "چرا وقتي مي خواي پوتينت و بپوشي، نزديكه جونت بالا بياد؟ پات و بزار بالا خودم برات ببندم." مي تونيد از جمله «عزيزم مي دونم اين كار سختيه اما بهتره اول اين پات و بالاي سكو بزاري و بندش و ببندي و بعد اون يكي و به اين ترتيب ببندي.»


3-بيش از اندازه سوال نكنيد:

معمولا سوالهاي بيش از اندازه باعث استفاده كودك از تاكتيكهاي دفاعي مي شود. وقتي كودكان نمي خواهند سوالي را جواب دهند و يا آن را از سر خود باز كنند از اين جملات استفاده مي كنند : « من كاري نكردم » يا« دست از سرم بردار» . ما بايد به اثر احتمالي سوالات خود آگاه باشيم. گاهي سوالاتمان باعث مي شود كه كودكمان را در فشار بگذاريم. پس مراقب نوع و تعداد سوال از فرزندمان باشيم.


4- در پاسخگويي سوال عجله نكنيد:

كودكان در جريان رشد سوالهاي گيج كننده زيادي مي پرسند. به هيچ عنوان لازم نيست كه شما به اين سوالات سريعا جواب دهيد. چند تاكتيك در اين زمينه وجود دارد كه مهمترين آنها برگرداندن خود سوال به كودكمان مي باشد .به عنوان مثال: وقتي فرزندمان مي پرسد: «چرا مردم هر كاري دلشون بخواد نمي تونند بكنن؟» مي تو انيد بگوييد:« تو خودت چه فكري مي كني؟ »


5- كودكان را تشويق كنيد تا از منابع بيرون از خانه استفاده كنند:

يكي از راههاي كاهش وابستگي كودكان به خانواده اين است كه به كودك نشان دهيم در بيرون جامعه بزرگتري وجود دارد كه به همان اندازه منابع بزرگتري هستند براي بهره وري. و گذشته از اينكه اين روشي بسيار مفيد است بلكه از سنگيني بار والدين نيز مي كاهد.به عنوان مثال: يك دندانپزشك به تو مي تواند توضيح دهد مسواك نزدنم چه بلايي بر سر دندانها مي آورد.


6- اميد را از دست ندهيد:

بخش اعظم زندگي در رويا پردازي و خيالبافي و طرح و پيش بيني براي آينده است. اگر تلاش كنيم كودكانمان را براي نا اميديهاي آينده آماده كنيم آنان را از كسب تجربيات مهمي باز داشته ايم.


چند نكته براي به استقلال رسيدن كودك

1-بگذاريد كودك مالك بدن خود باشد. مثلا از كنار زدن موهاي كودك خودداري كنيد.
2-خود را از جزئيات زندگي كودك دور نگه داريد. مثلا نگوييد اين عرق گير ديگه كهنه شده بايد بياندازيش دور... بگذاريد خودش حواسش به جزئيات باشد و خودش در اين مورد تصميم بگيرد.
3- هر چقدر كه كودكتان كم سن و سال باشد در باره اش جلوي روي او صحبت نكنيد. جملات زیر را نگویید:
"وقتی کلاس اول بود، خواندن برایش مشکل بود ولی حالا بهتر شده"
"دخترم همه را دوست دارد همه با او دوست هستند."
وقتی کودکلن میشنوند که والدینشان در مورد آنها اینگونه صحبت میکنند، خود را شیئی میپندارند که تحت تملک والدینشان هستند.
4-بگذارید کودک خود پاسخ دهد.
وقتی جلوی فرزندتان از شما به طور مثال سؤال میشود: "جانی به مدرسه میره؟ "
نشانه واقعی احترام به استقلال کودک این است که به بزرگسال سؤال کننده در پاسخ بگوییم "جانی خودش به شما جواب میده"
5- به آمادگي نهايي كودك خود براي انجام كاري دقت كنيد. گاها كودكانمان علاقه مندند كارهايي را انجام دهند اما هنوز براي آن كار آمادگي ندارند به آنها فشار نياوريد و برايشان توضيح دهيد كه بعد از كسب مهارت و آمادگي كافي حتما از پس آن كار برمي آيد.
6-مواظب «نه» گفتن هاي زيادي خود باشيد. بعضي از كودكان كلمه «نه» را حمله مستقيم عليه استقلالشان تلقي مي كنند. بنابر اين ما چند جانشين به جاي «نه» گفتن در نظر گرفتيم كه عبارتند از:

. با كودك خود در مورد موضوع صادقانه برخورد كنيد و به جاي گفتن «نه» اطلاعات لازم را در اختيار كودك خود بگذاريد.
.احساس كودك را در ارتباط با سوژه مورد نظر بپذيريد. .مشكل را برايش توصيف كنيد.
.اگر امكان دارد در مورد موضوع «بله» را جايگزين كنيد..
.براي فكر كردن راجب موضوع كمي به خود وقت دهيد.


مطالبي مهم راجب پند گويي

گاهي سوال والدين اين است كه چرا وقتي فرزند من مشكلي دارد نبايد از پند و اندرز من استفاده كند؟
بايد به اين نكته توجه كنيد كه وقتي بلافاصله به فرزندان خود پند مي دهيد، به آنها احساساتي نظير : خشم ، احمق بودن و رنجش دست مي دهد. وقتي كودكي خود بفهمد كه چه مي خواهد انجام دهد، احساس اطمينان در او رشد مي يابد و اعتماد به نفس پيدا مي كند. چند راهكار در اين مورد وجود دارد كه در زير به آنها اشاره مي كنيم .
اول اينكه به فرزندتان كمك كنيد تا به افكار و احساسات پيچيد ه خود نظمي بدهد.
دوم اينكه مشكل را به صورت سوال مجدد براي فرزندتان مطرح كنيد و سوم اينكه پس از اينكه متوجه پيگيري كودك خود براي مشكل شديد هم اينك مي توانيد انديشه هاي مفيد خودتان را نيز برايش مطرح كنيد.
راهكارهايي كه ذكر شد شايد به تنهايي براي رساندن كودك به شخصيت مستقل كافي نباشد اما تماما روشهايي موثر براي اين امر مهم مي باشند. اميد داريم بتوانيد تك تك اين راهكار ها را استفاده نموده و از نتايج مفيد آن بهره مند شويد.

^