لجبازى یا مخالفت کردن در کودکان یک پدیده ء رفتارى است که طى آن کودک از پذیرفتن و قبول کردن نظر و خواست والدین یا بزرگ تر خود سر باز می زند و بر خواست و ایدهء خود اصرار مى ورزد.
بروز این پدیدهء رفتارى معمولاً در سیر طبیعى رشد کودکان، از سن۲-۳ سالگى به بعد شروع، در حدود ۳ تا ۴ سالگی به اوج می‌رسد و در حدود ۶ سالگی کاهش پیدا می‌کند. طى آن کودک خواسته و نظر خود را بر خواسته ى دیگران ترجیح می دهد و سعى مى کند تا با اِعمال شیوه هاى مختلف (نظیر گریه کردن، خواهش کردن یا … ) به هدف مورد نظرش دست یابد .
به طور طبیعى هر کودکى به دنبال آن چیزى می رود که توجه اش به آن جلب و فکرش بر آن متمرکز می شود، نه به دنبال خواسته و مطلوب دیگران که اصلاً براى کودک محسوس و قابل درک نیست، به طورى که او شاید حتى متوجه علت طرح این خواسته یا نظر از سوى آنها نشود . اما از سوى دیگر پدر، مادر یا بزرگ تر انتظار دارد بچه از خواست هاى او تبعیت و آن ها را اجرا کند . در نتیجه در این حالت والدین سعى می کنند تا با دستور دادن و امر و نهى کردن به کودک، خواسته هاى خود را عملى و او را ملزم به اجراى آنها کنند . و درست در همین جاست که میان خواسته ى والدین با کودک تعارض شکل مى گیرد و همین امر می تواند زمینه ساز بروز تضاد وهمچنین درگیرى هاى کلامى و حتى شاید برخوردهاى فیزیکى از سوى بزرگ ترها با بچه ى لجباز شود.
علت های متعددی باعث ایجاد چنین رفتاری در کودکان میشود، مانند:

نحوه برخورد والدین

مهم ترین و موثرترین عامل محیطی که سبب مى شود برخى از کودکان لجبازى کنند، نحوه ى برخورد والدین است . در نتیجه انتخاب شیوهء صحیح و مناسب مى تواند از شدت لجبازى و مخالفت جویى در هرکودکى بکاهد و سطح همکارى و پذیرش او را بالاتر ببرد، استفاده از یک روش غیراصولى، نتیجه ای عکس دارد ومى تواند حتى به روابط عاطفى بین والدین و کودکان آسیب برساند و باعث بروز دردسر براى هردو طرف شود .
• مثلاً گاهى برخى از والدین گمان مى کنند که کودک باید کاملاً آزاد و رها باشد و بدون رعایت هیچ گونه حدود ونظم و قانونى، کودکى کند. این دسته از والدین هرگز به کودک خود امر و نهی نمیکنند و او را با هیچ یک از حد و مرزهای رفتاری آشنا نمی کنند.معمولاً در برابر رفتارهای نامناسب کودکشان سکوت می کنند و یا با “بکن” و “نکن” سعی در آرام کردن کودک دارند. درحالی که هیچ فردی بصورت غریزی و بدون آموزش از قوانین اصول و شیوه های رفتاری مناسب آگاهی ندارد . زمانی که کودک آموزش لازم را از والدین خود نگیرد، الگوی رفتاری را به میل خود تعریف میکنند و با این تصور که ” می تواند و اجازه دارد” هر کاری را که مایل است انجام میدهد. در نتیجه بدرفتاری و مخالفت جویی از سوی آنها امری طبیعی و قابل پیش بینی است. برای مثال ممکن است برخى از کودکان در مهمانى به همه وسایل خانه میزبان دست بزنند و حتى موجب آسیب رساندن به آن ها شوند، اما والدین هیچ گونه واکنشى از خود نشان ندهند و به راحتى از بدرفتارى کودک چشم پوشی کنند.این کودک همین شیوه را در مهدکودک، مدرسه و دیگر مهمانی ها ادامه میدهد.
— به همین دلیل این وظیفه ى والدین است تا از همان سالهاى اولیه زندگى کودک، قانون و نظم مشخصى را براى او در نظر بگیرند و به این طریق او را از وظایفش آگاه و کودک را براى پذیرش یک سرى از خواسته ها و اصول آماده کنند، به عنوان مثال هر کودکى باید در ساعت مشخصى بخوابد، ادب را در برخورد با دیگران رعایت کند و آداب غذا خوردن را نیز بلد باشد.
• در مقابل این والدین، دسته دیگرى هستند که با دادن دستورات و آموزش هاى متعدد، کودک خود راخسته و درمانده می کنند و بار دیگر زمینه را براى بروز لجبازى در فرزندشان فراهم می کنند. این دسته از والدین مرتباً در حال اجراى دستورات متعدد هستند؛ زیرا گمان میکنند با این روش موفق خواهند شد که سطح آموزش پذیرى کودک را بالاتر ببرند؛ در حالى که تعدد و تکثر قوانین، اجراى آنها را دشوار میکند.
— دراین گونه موارد وقتى کودک خود را در مقابل دستورات مختلفى می بیند که ممکن است اجراى همه آنها خارج از عهده اش باشد، دست به مخالفت جویى مى زند و چه بسا به یکباره از اجراى تمام قوانین سر باز زند وهمین امر موجب بروز درگیرى با والدین شود.

تاثیر افراد و همبازی هایی که مورد علاقه کودکان نیستند

یکى از عوامل بیرونى و غیرمستقیم دیگرى که لجبازى و مخالفت جویى در کودکان را افزایش می دهد، خارج از محیط خانه اتفاق می افتد به عنوان مثال حضور در جمع دوستان وهمسالان لجباز و پرخاشگری که کودک در مهمانی و برخلاف میل و اراده شخصی و به اصرار والدینش مجبور به برخورد با آنها هستند ازجمله مواردى است که موجب بروز لجبازى در کودک می شود. در این مواجهه، او شاهد برخى واکنش ها و الگوهاى رفتارى سرسختانه اى است که از سوى این قبیل بچه ها سر می زند و اگرچه ممکن است خودِ کودک لجباز نباشد، اما ناخواسته چنین رفتارهایى را از سایر هم سالانش می بیند ومی آموزد و موجب ایجاد بدرفتاری در کودک گردد. در چنین مواردی بهتر است که کودک متوجه درک شما از این موضوع شود و با مطرح کردن مشکل سعی کنید برای حل مساله به او کمک کنید.

وضعیت جسمى، روانى و آمادگی کودک

از دیگر عوامل مؤثر در بروز بدرفتارى کودکان، وضعیت جسمى و روانى آنهاست که احتمال بروز رفتارهاى نامطلوب را افزایش مى دهد . عواملى مانند : خستگى، گرسنگى، بی خوابى یا بدخوابى .
معمولاً در تعطیلات ساعت خواب و زمان خوراک کودکان منظم نیست.خصوصاً در روزهای تعطیل نوروز به دلیل استفاده از انواع تنقلات چرب و شور ، آجیل و شیرینی اشتها ندارد و وعده های غذایی مناسب و به موقع نیستند همین امر موجب کسلی و بی حوصلگی آنها میشود . با مشخص کردن ساعت مهمانی ها و تنظیم زمان لازم برای استراحت و خوراک فرزندان میتوان از مخالفت جویی ها و نق زدن ها جلوگیری کرد.
همان طور که ما بزرگ ترها قبل از رفتن به مهمانی یا گردش نیاز داریم خود را آماده کنیم ، فرزندان ما هم نیاز دارند که آماده شوند. البتّه نیاز آن ها با نیاز ما اندکی تفاوت دارد. پس بهتر است زمان رفتن به مهمانی یا گردش را یک ساعت قبل از حرکت به کودک یادآور شویم تا بتواند با کمک بزرگ ترها آماده شود. زمانی که کمی قبل از حرکت به کودک بگوییم آماده شود ،این کار باعث لجبازی و مخالفت او می شود. چون دایم به او تذکّر می دهیم که زود باش ، سریع تر، دیر شد و… به جای این که سرعت کودک را برای آماده شدن بیشتر کنیم ،‌باعث می شویم که مخالفت کند.
گاهی بدرفتاری کودکان علتهای روانی همچون ترس، اضطراب، خشم و غیره دارد. در اینصورت بهتر است علت این نگرانی را جویا شویم و مشکل را رفع کنیم.

امتیاز و حذف پاداش:

کج خلقی از مشکلات رفتاری شایع بخصوص در کودکان لجباز بیشتر دیده می شود . کج خلقی طیفی از رفتارها را از نق زدن، گریه کردن، پا کوبیدن تا پرت کردن اشیاء و افتادن روی زمین، جیغ کشیدن و حبس کردن نفس را در بر می گیرد . معمولا کودک با هدف دست یابی به خواسته هایش اینکار را انجام می دهد . در مواجهه با این رفتار لازم است والدین پیام را به کودک منتقل کند که رفتار او غیر قابل قبول است. اگر کودک برای رسیدن به خواسته خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه کردن و یا داد کشیدن بکند واز این راه به درخواست خود برسد و والدین با براورده کردن خواسته اش او را ساکت کنند ،باعث پرورش لجبازی در او می شوند. در نتیجه کودک یاد میگیرد برای رسیدن به خواسته های خود در مقابل درخواست والدین لجبازی کند. البته تشویق برای کارهای مثبت وخوب با رشوه دادن فرق دارد.اما باید توجه داشت که تشویق وپاداش باید به اندازه و در خورکار او باشد. کودک را به دلیل رفتار خوب، تشویق کنید. د‌اد‌ن پاد‌اش و امتیاز به هنگام ارائه‌ رفتار مناسب، لجبازی د‌ر کود‌کان را کاهش می‌د‌هد‌. رفتار کودک را تحسین کنید نه شخصیت او را. همچنان که وقتی از او انتقاد می کنید شخصیت او را زیر سؤال نبرید. به جای این که به او بگوییم خیلی بچه بدی هستی می توان گفت: “من از طرز حرف زدن تو خوشم نمی آید”.

توجه به این عوامل(درونى و بیرونى) نشان مى دهد که لجبازى و مخالفت جویى کردن در کودکان تابع یک عامل نیست و مجموعه اى از عوامل درونى و بیرونى در شکل گیرى و شدت یافتن آن تأثیرگذار است . اما توجه و شناخت کافى والدین از این علل مى تواند در پیشگیرى و کاهش آن مؤثر باشد.

 

 

 

 

 

 

 

الناز صالحی پور – کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

^