ارتباط بین والدین و نوجوانان اهمیت زیادی دارد اما یک سلسله تغییرات طبیعی که در سن بلوغ روی میدهد موجب می گردد تا کارایی و میزان این ارتباطات کاهش یابد . اگرچه والدین با تجربه تر از فرزندان شان هستند ولی این نوجوانان به این امر اذعان ندارند لذا نصیحت ها , استدلال ها و هدایت های والدین برای آنها بی ارزش و یا کم ارزش است , آنها تمایل دارند بیشتر با دوستانشان باشند و رغبتی به فعالیت های خانوادگی ندارند بنابراین فرصت برقراری ارتباط نوجوانان در سنین بلوغ به شدت کاهش می یابد .به دلیل همین رویدادهای سنین بلوغ است که نوجوانان اسرار و احساسات خود را مانند دوران کودکی با والدین خود مطرح نمی کنند افزون بر این , صحبت درباره نوع فعالیت , دوستان و جاهایی که می روند کاهش یافته و تمایلی ندارند به والدین خود اطلاع دهند که چه زمانی به خانه باز می گردند .بنابراین بسیاری از والدین در مورد این ارتباط با فرزندانشان دچار مشکل می شوند . نوجوانان نیز ممکن است در زمینه صحبت کردن با والدین , ابراز احساسات و بحث در مورد مسائلی که آنها را آزرده ساخته مشکلاتی داشته باشند . به طور معمول اگر چنین مشکلی در زمینه صحبت و گفت و گوی نوجوانان با والدینشان مشاهده گردد گفته می شود که نوجوانان اجتماعی نیستند . والدین ممکن است این پدیده را با عباراتی از این قبیل ابراز کنند :

" پسرم یا دارد با تلفن صحبت می کند یا با دوستانش بیرون می رود و یا به تنهایی در اتاقش به سر می برد لذا هیچ گاه فرصتی برای صحبت کردن با ما ندارد .
و یا هر وقت سعی کردم چیزی را برای دخترم توضیح دهم یا او را نصیحت کنم ناراحت میشود
و یا وقتی با فرزندم صحبت می کنم او به جایی خیره می شود و اصلا به سخنان من توجه نمی کند ."
و مسائلی از این قبیل ,

مشکلات ارتباطی متعدد و گوناگون است . زمان و فرصت مناسبی را برای ارتباط با فرزندان خود اختصاص دهید .اگر شما در شهری زندگی کنید و من در شهری دیگر که فاصله آنها زیاد است فرصت اندکی برای دیدار و ارتباط با هم خواهیم داشت . مشابه چنین وضعی اگر فرزند شما بیشتر اوقاتش را در اتاقش به تنهایی سپری کند و شما نیز سرگرم پرداختن به کارهای خود باشید فرصت کمی برای ارتباط با یکدیگر خواهید داشت , بنابراین قبل از برقراری هر نوع ارتباط باید وقت و زمانی را به آن اختصاص دهیدکه بتوانید با هم باشید .اختصاص وقت باعث می شود که فرزندتان ارتباطش با شما بیشتر شود و به این ارتباط علاقه نشان دهد .

در فعالیت هایی که مورد علاقه فرزندتان هست با او شرکت کنید مثلا در کوهنوردی یا فعالیت ها و سرگرمی های او با او همراه شوید , به آهنگ های مورد علاقه او گوش کنید و با او در مورد آن گفتگو کنید .در مواقعی او را به سینما و پارک و رستوران و بازدید افراد فامیل دعوت کنید و در بعضی از این موارد او را به همراه دوست نزدیکش دعوت کنید تا ارتباط بیشتری با فرزندتان و محیط اطرافش برقرار کنید .

فقط برای اینکه صحبت کرده باشید , حرف بزنید , یکی از دلایل ایجاد فاصله این است که والدین اغلب سعی در نصیحت کردن دارند و تغییر نظرات فرزندانشان , اشتباه آنها را گوشزد می کنند و چیزی را به آنها می اموزند . به عبارت دیگر وقتی با فرزندمان صحبت می کنیم سعی داریم به نتیجه ای بیش از یک مکالمه و گفت و گوی لذت بخش برسیم . و این باعث می شود فرزندمان اشتیاقی برای صحبت کردن با ما نخواهد داشت .صحبت با نوجوان را می توان از از گفت و گو در مورد موضوع مورد علاقه او اغاز کرد . این موضوعات اغلب شامل ورزش , رانندگی , موسیقی و جنس مخالف هستند . می توانید درباره فیلم یا یک برنامه تلویزیونی هنرپیشگان سینما و اخبار مدرسه با فرزندتان صحبت کنید. . گاهی اوقات برای برقراری ارتباط باید فقط شنونده باشیم و بی نصیحت صحبت کنیم .


سعی کنید نقطه های مثبت را ببینید :

والدین اغلب تمایل به دیدن نقاط منفی دارند مثلا دختر خانه وقتی هر شب ظروف شام را میشوید مورد توجه قرار نمی گیرد در صورتیکه یک شب اگر فراموش کند آن یک شب موضوعی برای ایراد گرفتن و نصیحت کردن فراهم میشود .

•آیا اگر رئیس شما همیشه نگاه انتقادی به شما داشته باشد شما در برقراری ارتباط با او رغبت نشان می دهید ؟

صحبت کردن همیشه نمی تواند تغییر رفتار ایجاد کند :

صحبت کردن , موغظه کردن و حتی تشویق برای استفاده از راهی دیگر و نگریستن به موضوع از زاویه ای دیگر فقط گاهی نتیجه بخش است و گاهی آب در هاون کوبیدن , بنابراین بهتر است فرصتی داده شود تا نوجوان ما با کسب اطلاعات تازه شناخت خود را اصلاح کند و در پی تغییر رفتار برآید .نوجوان باید نتیجه رفتار و انتخابات خود را ببیند تجربه کند تا در مرحله شناخت قرار گیرد و رفتار خود را تغییر دهد .بنابراین صحبت و نصیحت شما را فرزندتان نمیشنود و البته که رفتارهای شما برای او حائز اهمیت است و از آنها بیشتر یاد می گیرد .

پیش از انکه سخن بگویید فکر کنید :

سخنان و واکنش های نسنجیده اغلب هنگامی صورت می گیرد که نسبت به رفتار فرزند خود به سرعت عکس العمل نشان می دهید و فرصتی برای فکر کردن برای خودتان نمی گذارید .مثلا گاهی عصبانیت شما هدف نوجوان است و دقیقا با رفتار شما موفق میشود . برخورد نادرست دیگری که والدین ممکن است انجام دهند این است که بدون فکر پرسش های فرزندشان پاسخ دهند .مثلا نوجوان از شما سوال می کند ؛ امشب می توانم به خانه دوستم بروم و شما بدون فکر اول می گویید نه وبعد از مدتی با خود فکر میکنید دلیلی برای مخالفت نیست و بعد نظرتان را تغییر می دهید . فکر کردن قبل از صحبت کردن بسیاری از مشکلات خانوادگی را حل می کند .

این کار را بکن چون من می گویم :

اگرچه والدین اغلب سعی دارند احساسات فرزندشان را درک کنند و ارتباطی موثر با آنها داشته باشند ولی گاهی ممکن است بگویند (( این کا را بکن چون من می گویم و یا من صلاح می دانم ))

این برخورد اغلب زمانی اتفاق میفتد که والدین فرزندانی لوس دارند و جز استفاده از جمله بالا از پس کنترل آنها بر نمی آیند از طرفی نمی خواهند فرزندان خود را هم برنجانند چون فرزندان لوس هیچ توضیحی را نمی پذیرند .

گاهی در مقابل بعضی خواسته ها که جواب شما منفی است و فرزندتان ابدا پذیرشی ندارد می توانید این جمله را به کار ببرید ولی نه مداوم .




 

 




منبع : روش های تربیتی دکتر دن فونتنل

^