قسمت پاياني
 
 


براي پاسخ درست به سوالات قسمت قبل , بايستي حداقل داراي چهار ويژگي ذيل باشيد: آمادگي و بلوغ جسمي و جنسي، آمادگي و بلوغ عقلاني، امادگي و بلوغ عاطفي، آمادگي و بلوغ اجتماعي و توانمندي اقتصادي.


آمادگي و بلوغ جسمي جنسي



فرد بايستي داراي ويژگيهاي زير باشد:

•برخورداري از يك سلامت نسبي و عدم وجود اختلالات و بيماريهاي جدي از جمله (مگر اينكه قبل از ازدواج درمان شوند)

-اكثر بيماريهاي رواني (از افسردگي و وسواس گرفته تا اكسيزوفرني و ...).
-اختلالات شخصيتي
-بيماريهاي مقاربتي.
-اعتياد جدي (مواد مخدر، قمار، الكل و ...)
-ناتواني جنسي
-برخي از بيماريهاي ژنتيكي
-بيماريهاي جدي با طول عمر كم
-برخي از بيماريهاي خود ايميون يا اتوامييون نظير ms (حداقل در مرحله حادشان).

•داشتن آگاهي و اطلاعات لازم و كافي در مورد خصوصيات دستگاه تناسلي و فعاليت جنسي هر دو جنس (به كتب بلوغ دختران، بلوغ پسران و مسائل و مشكلات زناشويي و راهكارها از همي.)
•از طبيعي بودن دستگاه تناسلي و ويژگيهاي جنسيتي خود مطمئن است.
•از هويت جنسي خود آگاه است (مستقيم يا همجنس گرا). اگر فرد كشش و گرايش خاصي به هم جنس خود دارد بهتر است قبل از هر چيز با يك متخصص مشورت كند.
•تخيلات و رفتارهاي جنسي بيمار گونه ندارد (خودآزاري، دگرآزاري).
•رفع مشكلات جسمي و ظاهري ناخوشايند در صورت امكان و توان.
•آگاهي از روشهاي جلوگيري از حاملگي.

علائم و نشانه هاي هشدار دهنده:

در صورت وجود هر يك از حالات زير بهتر است براي اطمينان خاطر، قبل از ازدواج با پزشك مشورت نماييد.

مردان

-حتي در خواب دچار نعوظ كامل نميشويد.
-قادر به كنترل و به تاخير انداختن زمان انزال خود نيستيد.
-موهاي ناحيه شرمگاهي پراكنده و نازك داريد.
-لگن مساوي يا پهن تر از شانه هاست.
-بزرگي سينه ها.

زنان

-نامنظم بودن واضح عادات ماهانه.
-رويش موهاي ضخيم در صورت و يا حد فاصل بين ناف تا شرمگاهي
-گردن كوتاه و پره گردني.
-بزرگي غير عادي كليتوريس.
-رشد ناكافي پستانها.
-سابقه تجاوز جنسي.


آمادگي و بلوغ عقلي

تكامل و بلوغ عقلي يعني درك و قبول هر آنچه كه هست (واقعيت) و تمايل و تلاش براي تغيير و دستيابي به آنچه كه ميتواند باشد (حقيقت) و دانستن آنچه كه نميتواند باشد (اصول قطعي و بديهيات). بلوغ عقلي يعني توانايي بيرون آمدن از غالب خود و نگاه و ارزيابي خود از بيرون،يعني آگاهي از احساسات و عواطف خود و هماهنگ كردن آن با واقعيتها.

اگر سير تكاملي فرد به درستي طي شود همانند بلوغ جنسي كه تا حوالي 18 سالگي كامل مي شود، افراد تا حوالي 23-21 سالگي به بلوغ عقلاني ميرسند (هر چند بسياري افراد تا ميانسالي و حتي تا مرگ به آن دست نمييابند). كه با ويژگيهاي زير مشخص مي شود:

•با قوانين و قواعد كلي و اصلي حاكم بر نظام هستي آشناست (بديهيات اوليه عقلي، رابطه علت و معلول، احتمالات، مفاهيم ساده رياضي و ...).
تفاوت ميان واقعيت و حقيقت را دانسته و بر اساس واقعيات (و نه خيال و آرزو) و با قوه عقل و بر اساس اصول منطقي به دنبال حقيقت ميگردد. براي مثال اگر چه آرزو دارد كه هيچكس در دنيا دروغ نگويد و يا جنايتي نكند ولي وقتي با دروغ پدر يا مادرش روبهرو شد ديگر با اين تفكر كه مگر ميشود پدر و مادر آدمي به فرزندشان دروغ بگويد، آن را انكار نكرده و ناديده نميگيرد و ناگهان نيز ديد و نگاهش 180 درجه تغيير نميكند و اين واقعيت را ميپذيرد كه پدر و مادر او نيز همانند ديگران ممكن است به دلايلي دچار خطا و اشتباه شوند وسعي ميكند تا علل آن را تا حد امكان و توان خود و نه بيشتر مرتفع نمايد.

•عقل و منطق و واقعيتها راهنماي اوست و نه احساسات:
و با هماهنگي و تطابق درست آنها (عقل و دل) مسير و ترجيحات زندگياش را مشخص ميكند. براي مثال، زماني كه در دوراهي انتخاب رشته تحصيلي يا شغل قرار ميگيرد ابتدا جايگاه اجتماعي و اقتصادي آنها را در نظر ميگيرد و از طرف ديگر ميداند كه شغل و رشته تحصيلي جز اهداف اصلي و طولاني مدت افراد است و اگر علاقهاي به شغل و رشته تحصيلي وجود نداشته باشد در طولاني مدت چيزي جز كسالت، ناخرسندي و حتي رنج به همراه نخواهد آورد. سپس بر اساس اينكه چقدر قدرت مانور و محدوديت و اجبار در انتخابش دارد، دست به انتخاب درست بر پايه عقل و احساس ميزند.

•فرد ميداند كه در بسياري از برههاي زندگي مجبور است با اطلاعات كم و محدود دست به انتخابهاي بزرگ و مهم بزند. به عبارت ديگر فردي ريسك پذير است و در بسياري از موارد مجبور است نه بين خوب و بد،بلكه ميان بد وبدتر و يا خوب و خوبتر يكي را انتخاب كند.
•بجز بديهيات اوليه عقلي و اصول و قوانين ثابت شده در ساير موارد تصور نميكند كه حقيقت مطلق با اوست بلكه احتمالات ديگر را نيز ميدهد.
•خشك و متعصب و ظاهر بين نبوده و پيش داوري و قضاوت عجولانه نميكند. «شك و گمان را ملاك قضاوت و عدالت قرار ندهيد. حضرت علي (ع).
•قدرت نقد و بررسي منطقي دارد. نگاه نميكند كه چه كسي ميگويد بلكه ميسنجد كه چه گفته ميشود.
•با تواناييها و محدوديتهاي خود به خوبي آشناست.
•مشتاقانه به دنبال آگاهي بيشتر، آموختن و كشف تازه ها بوده و از شنيدن نظرات ديگران نگراني و ابايي ندارد.
•غالباً براي مسائل و مشكلات قادر است راه حل مناسب، عقلاني، منصفانه و انساني پيدا كند و نه اين كه صورت مسئله را پاك كند (مثلاً براي كنترل سيلابها تصور نميكند كه بايستي رودخانهها را صاف كرد، يا اگر فرزندش دروغ ميگويد به دنبال يافتن و رفع علل آن است و نه تنبيه يا در آوردن زبان كودك!).
•و از همه مهمتر، در زندگي معني و هدف دارد و براي رسيدن به آنها داراي برنامه مشخص و نسبتاً دقيق و واقع گرايانه است. (اين موضوع بيشتر جنبه بلوغ عاطفي دارد).


آمادگي و بلوغ عاطفي

احساس (emotion) حالت رواني است كه به شخص دست ميدهد (حالت ذهني) و با واكنشهاي جسمي و رفتاري همراه است. ترس، خشم، غصه، انزجار، خوشحالي و تعجب از نمونههاي اصلي احساسات ما هستند. احساسات و عواطف سيستم انگيزهاي ما است و به ما كمك ميكنند تا هدفمند شويم و در رسيدن به آنها برنامهريزي و تصميمگيري منطقي نماييم و پشتكار داشته باشيم (به شرط اينكه آنها را تحت كنترل خود قرار دهيم و به درستي از آنها استفاده كنيم). بلوغ عاطفي رسيدن به درجهاي از رشد و نمو مغزي است كه شخص مي تواند نه تنها احساسات و عواطف خود را در هر زمان و لحظه شناسايي كند بلكه از علت و چرايي آنها آگاه بوده و تحت كنترل خود قرار ميدهد و همچنين قادر است احساسات و عواطف ديگران را درك كند. مطالعات نشان دادهاند كه اين بلوغ يا توانمندي عاطفي (در واقع هوش عاطفي) يكي از عوامل مهم تعيين كننده موفقيت در زندگي اشتراكي و اجتماعي افراد است.

فرد با بلوغ عاطفي داراي بيشتر ويژگيهاي زير ميباشد:

-از احساسات و عواطف خود و چرايي و چگونگي آنها آگاه است.
-بر احساسات و عواطف خود تقريباً در تمامي موارد كنترل داشته و به راحتي آرامش خود را از دست نميدهد.
-در كل خندهرو، خوش مشرب و شوخ طبع است و خود را چندان جدي نيگيرد (فكر نميكند از دماغ فيل افتاده است).
-از انتقاد آشفته و ناراحت نميشود (حتي در صورت صحت خوشحال هم ميشود و سپاسگذاري ميكند).
-شكست را با آغوش باز ميپذيرد و در اصلاح آن و توانمندتر كردن خود ميكوشد.
-به حال و بخت خود افسوس نميخورد زيرا بر اساس واقعيت، دانش، آگاهي و نيز اطلاع از توانمنديهاي خود تصميم گرفته و عمل ميكند و مسئوليت و نتيجه كارش را ميپذيرد.
-حسود، انتقامگير و كينه توز نيست.
-به ندرت دچار انزجار و نفرت ميشود.
-مهربان و دلسوز بوده و توان همدلي و همدردي با ديگران را دارد.
-قادر به كنترل هوي و هوس خود بوده و سختي موقت و كوتاه مدت حاضر را تحمل ميكند تا به يك لذت و خوشي پايدار در آينده برسد (يعني معمولاً تحصيلات خود را به پايان ميرساند).
-تمايل و آمادگي و گرفتن عشق و محبت را دارد.
-زندگي معني دار و هدفمندي داشته وآنچه را كه خودش است ميپذيرد و در جهت بهتر شدن و رشد خود گام برميدارد.


آمادگي و بلوغ اجتماعي

فرد با بلوغ اجتماعي داراي ويژگيهاي زير است:

-خود، ديگران و رابطه را ارزشمند ميداند.
-از تاثير خود بر ديگران و بالعكس آگاه است.
-حس و توان همكاري زيادي دارد.
-مسئوليت پذير است و قصور و اشتباه خود را به گردن ديگران نمياندازد.
-پيرو قواعد و قوانين اجتماعي مورد قبول همگان است (ولي لزوماً موافق و پيرو افكار و عقايد جمع نيست).
-نسبت به مسائل و مشكلات اجتماعي بيتفاوت نيست.
-در روابط، خود واقعياش است.
-فردي اجتماعي بوده و دوستان متعدد و حداقل يكي دو دوست صميمي دارد.
-به حريم و حق و حقوق ديگران تجاوز نكرده و باورهاي ديگران را محترم ميشمارد.


چگونه به آمادگي و بلوغ اجتماعي برسيم؟

نكات زير را مورد توجه قرار دهيد:
توصيه و راهكارهاي ارائه شده در مورد بلوغ عاطفي و عقلي را به كار ببنديد.
-خوب خود باشيد و وارد مسابقه و مقايسه نشويد. (بهترين و برترين بدبختي است).
عضو گروههاي اجتماعي مورد علاقهتان شويد.
به ورزشهاي گروهي عنايت بيشتري داشته باشيد.
نشستهاي دوستانه خانوادگي را بيشتر كنيد.
انسانها را همانطور كه هستند ببيند و بپذيريد (نه آنطور كه دوست داريد).
احساسات و افكار خود را صادقانه و بدون كنايه ابراز كنيد.
در هر فرصتي كه به دست ميآوريد قدردان ديگران باشيد (حتي اگر طرف وظيفهاش را انجام داده باشد يك تشكر خالي ميتواند روز او را بسازد و به خود شما نيز احساس خوبي بدهد تا چه برسد به اعضاء خانواده كه نه وظيفه بلكه لطفشان است).
در گفتگوهاي روزانه صحبت ديگران را قطع نكنيد. حتي اگر مطمئن باشيد منظور او را كاملاً و دقيقاً دريافت كرده ايد.
در حد توان و معقول و واقع بينانه به ديگران كمك كنيد و توقع و انتظاري نداشته باشيد (حتي تشكر خشك و خالي).


آمادگي و توانمندي اقتصادي

به عنوان يك اصلي كلي اگرچه پول وماديات خوشبختي نميآورد ولي فقر و تنگدستي بدون استثنائ موجب بدبختي و تخريب بنياد خانواده خواهد شد. به همين دليل بايستي فردي كه تصميم به ازدواج ميگيرد از يك حداقل توانايي اقتصادي برخوردار باشد. اين حداقل مقداري است كه بتوان با همكاري دو نفر يك زندگي در حد متوسط افراد جامعه را چرخاند و هيچيك از طرفين مجبور نباشند كه به خاطر تامين زندگي، از كيفيت وكميت زندگي اشتراكيشان بزنند (نظير دو شيفت كار كردن). با توجه به شرايط جامعه ميتوان چنين بيان كرد كه يك فرد زماني از نظر اقتصادي آمادگي ازدواج را دارد كه يا تحصيلات خود را تمام كرده (يا در شرف آن است) يا يك حرفه و فن درآمدزا و نسبتاً ثابت و پايداري دارد.

اگر فردي درصدي از معيارها و شرايط و آمادگي ازدواج را داشته باشد، ازدواج شكست خواهد خورد؟

همچنانكه ذكر شد، شرايط فوق براي يك حالت ايده آل است و ما در طبيعت به جز موارد بسيار كمي، چيز مطلق و صد در صدي نداريم و فقط بحث احتمالات و درصد است. هرچه شخص به حالت ايده آل نزديكتر شود، احتمال موفقيت و نزديك شدن به هدف بيشتر خواهد شد و اصل مهم در زندگي بيشتر كردن احتمال يك چيز خوب و مناسب و كمتر كردن احتمال يك چيز بد و ناخواسته است. براي مثال در مطالعات ديده شده است كه در بزرگراه هاي داخل شهري ميزان تصادفات با سرعت 60 كيلومتر در ساعت تقريباً ثابت است ولي در سرعت 65 به بالا ناگهان ميزان آن دو برابر ميشود و از آنجائيكه اين مسئله با جان ساير انسانها در ارتباط است. در بسياري از كشورها حداكثر سرعت مجاز در خيابان هاي اصلي داخل شهرا 50 تا 60 كيلومتر تعيين ميشود. اما در رابطه با مسائل شخصي، به دليل قائل بودن به اصل آزادي، حق انتخاب شخص خواهد بود كه چه چيزي را انتخاب كند و به همين دليل از نظر قانون شرايط زيادي براي ازدواج وضع نشده است و اين ما هستيم كه با انتخاب خود آينده خود را رقم ميزنيم.

 






منبع : کتاب پیش بینی ازدواج ، دکتر مجید محمودی مظفر ، روانشناس و استاد دانشگاه، مرکز مشاوره و روانشناسي راه فردا

^