1- تشابهات شخصيتي

در اين مشاوره شخصيتهاي دو طرف را ما میتوانیم معين كنيم. بر اساس تشخيص خود، اين نكته را بررسي ميكنيم كه آيا اين دو در افق يكديگر هستند؟

2- همتايي خانوادگي

دستور العمل ازدواج در تمام دنيا يكسان نيست. ما درباره ازدواج در ايران بحث ميكنيم كه مردم در آن به گونه دسته جمعي زندگي ميكنند. مثلاً يك خانواده 22 نفرهاند. كساني كه حضور دارند و ندارند، اعضاي موثر يك خانوادهاند. در ايران ازدواج با يك دختر، به معني ازدواج با يك قبليه است. اين دختر 4 تا دايي دارد، 8 تا عمو دارد،تابرادر دارد! همچنين ازدواج با يك پسر به معني زندگي با يك قبليه است. در بخش دوم مشاوره ما سازگاري و همتايي دو خانوادة بزرگ طرفين را با هم ميسنجيم. در اين سنجش اعضاي مهم خانواده طرفين مورد مداقه قرار ميگيرند و درجه سازگاري آنها بررسي ميشود. يعني پدر و مادر دختر، داماد را بپذيرند، پدر و مادر پسر، عروس را بپذيرند.
پدر و مادر دختر بر انتخاب داماد صحه بگذارند.
پدر ومادر پسر بر انتخاب عروس صحه بگذارند.
عروس بايد پدر و مادر پسر را بپذيرد.
داماد بايد پدر و مادر دختر را بپذيرد.
در نهايت اين دو خانواده همديگر را بپذيرند.

وقتي ما در حال عاشقي به سر ميبريم، بيدليل پدر و مادر كسي را دوست ميداريم با خود ميگوييم: «اي كاش پدر و مادر ما بودند!» اين صحبت هفتههاي اول است، سه سال كه ميگذرد، ديگر نميخواهيم صد سال سياه هم قيافه آنها را ببينيم!
پس اشتباه نكنيد احساسات ما در آغاز آشنايي نسبت به پدر ومادر اين پسر، اين دختر اشتباه است. همين جا بايد بگويم كه بسياري از جوانان ما به هيچ وجه اين بند را نميپذيرند. ميگويند دو نفر كه يكديگر را انتخاب ميكنند، كافي است. به صراحت بگويم كه يكي از علتهاي مهم طلاق همين بند است. بنابراين براي پيشگيري از طلاق بايد به اين موضوع بهاي بسياري بدهيم.

3- چگونگي سطح تفكر زوجين

اين موضوع در جريان انتخاب همسر اين مملكت تاثيري و حضوري ندارد.
در جريان مشاوره ما ميخواهيم بدانيم كه هوش طرفين چه اندازه است. همسران نبايد با اختلاف زيادي در هوش روبهرو باشند. آزموني كه براي تعيين ضريب هوشي وجود دارد.
آن چه كه در موضوع تفكر از ديد ما ارزش ويژهاي دارد، فرآيند تفكر و مرتبه پيشرفتگي طرفين در اين زمينه است.

4- سن و سال طرفين

از عوامل سلامت يك زندگي سن و سال طرفين يك ازدواج است. هميشه آقايان بايد 5 تا 7 سال از خانمها بزرگتر باشند. با آقايان جوان نميتوان زندگي كرد. زندگي با زنان سالمند هم ممكن نيست. ما يك مادر داشتهايم، كافي است. در كتابهاي جديد نوشتهاند 4 تا 7 سال فاصله سني زوجين است. اين بند در حدود 10 نمره دارد. تفاوت سني زياد بين زن و شوهر ميتواند براي هر دو نفر مشكلات جدي ايجاد كند. البته معمولاً در اوايل ازدواج اين مشكلات چندان زياد به نظر نميرسد، اما پس از گذشت چند سال به طور جدي خود را نشان خواهند داد.

تفاوت سني در سنين پايينتر مشكلات بيشتري را ايجاد ميكند، تا در سنين بالاتر. مثلاً تفاوت سني يك مرد 35 ساله با يك دختر 20 ساله مشكلات بيشتري را سبب ميشود، تا تفاوت سني بين يك مرد 55 ساله با يك خانم 40 ساله. تفاوت سني، زوج اول را بيشتر تحت تأثير قرار ميدهد؛ چرا كه پختگي و سطح تجربيات آنها در مقايسه با زوج دوم از شباهت كمتري برخوردار است. يك زن چهل ساله تجربيات مشترك بيشتري با يك مرد پنجاه و پنج ساله دارد، تا يك دختر 20 ساله در مقايسه با يك مرد 35 ساله.

موضوع تفاوت سني زياد بين زن و شوهر عواقب بسياري دارد كه لازم است حتماً به آن توجه شود. برخي از مشكلات احتمالي تفاوت سني زياد در زير آورده شده است.


5- تحصيلات

در كشورهايي مثل ما بايد تحصيلات مردان كمي بيشتر از خانمها باشد، در كشورهاي ديگر لازم نيست. اما در هر حال اين تحصيلات بايد نزديك يكديگر باشد.

6- مذهب و فرهنگ و آداب و رسوم زوجين

ما بايد با كسي ازدواج كنيم كه با او زبان، فرهنگ و مذهب مشتركي داشته باشيم. تفاوت ديني (مذهبي) ميتواند يكي از مسأله سازترين تفاوتها باشد. تفاوت ديني در آغاز آشنايي تأثير چنداني بر رابطه ندارد، چرا كه لزومي ندارد كه از ديدگاههاي مذهبي يكساني برخوردار باشيم تا از بيرون رفتن با كسي لذت ببريم. اما متأسفانه وقتي رابطه جديتر ميشود و احساسات افراد نسبت به يكديگر قدرت ميگيرد، مشكلات هم بيشتر ميشود. از آنجا كه دين و مذهب باورهاي بنيادين ما را شكل ميدهند، تفاوت در اين باورهاي بنيادين ميتواند براي همسران بسيار مسألهساز شود. اين افراد معمولاً در سنتها و ايام تعطيل تفاوت مذهبي بين خود را به خوبي مشاهده ميكنند و از همه مهمتر وقتي صحبت از بزرگ كردن بچهها باشد، كافي است از آنها بپرسيم كه دوست دارند بچههايشان چه دين يا مذهبي داشته باشند.
يكي از شرايط تحقق رابطهي سالم، نقاط مشتركي است كه دو نفر باهم دارند: علايق مشترك، عقايد و باورهاي مشترك و سوابق و سلايق مشترك. تمامي اينها در تفاهم و راحتي زندگي مشترك و كم بودن تنش سهم بسزايي دارند. اين بدين معني نيست كه شما و همسرتان ميبايد لزوماً در مورد همه چيز توافق نظر داشته باشيد، اما تفاوتهاي زياد و خارج از معمول ميتواند تنش زيادي ايجاد كند و رابطهاي كه از تفاهم و هماهنگي لازم برخوردار نباشد، عملاً مشكلات زيادي را در پي خواهد داشت. تفاوت اجتماعي بيشتر بيانگر تفاوت طبقه اجتماعي و وضعيت اقتصادي است.

7- احساس زوجين

سوال اين است كه با چه احساسي بايد زندگي را شروع كرد؟ پاسخ ما اين است كه بايد با حداقل احساس مثبت زندگي را شروع كنيم و انشاء الله با تشابهات شخصيتي و عوامل موجود ديگر به عشق خواهيم رسيد. به ياد داشته باشيد كه عشق ميوه درخت است. نه ريشه درخت!

8- صفات كوچك شخصيت

در اينجا صفات كوچك شخصيت وجود دارد كه به قدر ارزش خود، در مشاوره بهرهاي دارند. مثلاً شما شوخ هستيد، راحت ميخنديد، نميتوانيد با يك همسر عنق منكسره (گردن شكسته و سر فرو برده در جيب خودش!) زندگي خوشي داشته باشيد.
بنابراين صفات فردي ما هم بايد همتا باشد.
مثلاً اگر شما خسيس هستيد، و همسر شما دست و دلباز، البته در زندگي به مشكلات زيادي برخورد خواهيد كرد!
بسياري از صفات كوچك خاص فردي است كه ما در يك مشاوره ازدواج آنها را در نظر ميگيريم.








دکتر مجید محمودی مظفر، روانشناس و استاد دانشگاه ، مرکزروانشناسي و مشاوره راه فردا

^