به دليل خصوصيات و ويژگيهاي متفاوت زنان و مردان، در طول تاريخ مردان مسئوليت بيرون و زنان مسئوليت درون خانه را به عهده گرفته آند و به همين دليل در ساختار ذهني مردان پول، قدرت و اعتبار و در زنان امنيت و آرامش ميآورد و حتي در شرايط امروزي كه بسياري از خانمها شاغل هستند،باز هم اكثر آقايان ترجيح ميدهند همچنان از اين مزيت (قدرت و اعتبار ناشي از پول) برخوردار باشند و بار اقتصادي خانواده را به تنهايي به دوش بكشند و در آمد خانم خانه را موضوعي جداي از زندگي اشتراكي در نظر ميگيرند و اكثر خانمها نيز با اين مسئله موافق و حتي خرسند هستند در حاليكه اين مسئله با روح ازدواج (مشاركت و همكاري) مغايرت دارد.

اما در رابطه با سوال، اگر ما در يك جامعه شهري امروزي زندگي ميكنيم به جز در موارد اجبار نسبي (نظير حضور و وجود 24 ساعته مادر در 2 سال اول تولد كودك) به چند دليل زنان نيز بايستي توانمندي اقتصادي داشته باشند (به عبارت بهتر، شاغل باشند):

1) ميزان درآمد اكثر مردان براي تامين يك زندگي در حد مطلوب كافي نيست و درآمد زنان ميتواند در بسياري از موارد كمك كننده و راه گشا باشد:
2) زنان به دليل نياز مالي تن به ازدواجهاي نادرست و حتي غير انساني نميدهند.
3) احساس مفيد بودن، كار آفريني و توانمندي (ارزش داشتن) نياز رواني تمامي انسانهاي طبيعي است.
4) بدترين چيز براي انسان بيكاري است. زيرا ذهن فرد بيكار در اكثر موارد به دنبال افكار منفي و مخرب ميگردد و اين آفت زندگي است (خوشبخت كسي است كه فرصت انديشيدن در مورد بدبختي را ندارد. حضرت علي (ع) و يك خانم خانهدار كه فرزند كوچك ندارد بايستي روزي چند بار خانه را گردگيري كند يا كتاب داستان بخوانند يا تلويزيون تماشا كند يا با دوستانش دائماً مكالمه تلفني داشته باشد تا ذهن خود را مشغول نگه دارد؟







دکتر مجید محمودی مظفر ، روانشناس و مدرس دانشگاه ، مرکز مشاوره و روانشناسي راه فردا

^