از عوامل سلامت يك زندگي سن و سال طرفين يك ازدواج است. هميشه آقايان بايد 5 تا 7 سال از خانمها بزرگتر باشند. با آقايان جوان نميتوان زندگي كرد. زندگي با زنان سالمند هم ممكن نيست. ما يك مادر داشتهايم، كافي است. در كتابهاي جديد نوشتهاند 4 تا 7 سال فاصله سني زوجين است. اين بند در حدود 10 نمره دارد. تفاوت سني زياد بين زن و شوهر ميتواند براي هر دو نفر مشكلات جدي ايجاد كند. البته معمولاً در اوايل ازدواج اين مشكلات چندان زياد به نظر نميرسد، اما پس از گذشت چند سال به طور جدي خود را نشان خواهند داد.

تفاوت سني در سنين پايينتر مشكلات بيشتري را ايجاد ميكند، تا در سنين بالاتر. مثلاً تفاوت سني يك مرد 35 ساله با يك دختر 20 ساله مشكلات بيشتري را سبب ميشود، تا تفاوت سني بين يك مرد 55 ساله با يك خانم 40 ساله. تفاوت سني، زوج اول را بيشتر تحت تأثير قرار ميدهد؛ چرا كه پختگي و سطح تجربيات آنها در مقايسه با زوج دوم از شباهت كمتري برخوردار است. يك زن چهل ساله تجربيات مشترك بيشتري با يك مرد پنجاه و پنج ساله دارد، تا يك دختر 20 ساله در مقايسه با يك مرد 35 ساله.

موضوع تفاوت سني زياد بين زن و شوهر عواقب بسياري دارد كه لازم است حتماً به آن توجه شود. برخي از مشكلات احتمالي تفاوت سني زياد در زير آورده شده است:


اگر از همسر خود بزرگتر باشيد:

الف ـ اين امكان وجود دارد كه حوصلهي او را نداشته باشيد. اين امكان وجود دارد كه برخي اوقات تحمل خاميها، بيتجربگيها و كندي او را دربارهي مسايل زندگي نداشته باشيد. در واقع ممكن است از اينكه شاهد باشيد كه او هنوز با مسايلي دست به گريبان است، كه شما مدتها پيش آنها را پشت سر گذاشتهايد، خسته شويد.

ب ـ ممكن است براي همسر خود همیشه نقش «والد» را بازي كنيد. وقتي كه تجربهي بيشتري داريد، تقريباً غيرممكن است كه بتوانيد از پند و اندرز دادن و نصحيت كردن همسرتان چشم بپوشيد. چرا كه شما به خاطر سن بيشتر خود، ميدانيد كه بهترين راه انجام كارهايي كه او با آنها دست و پنجه نرم ميكند، كدام است. همين باعث ميشود كه با همسر خود همیشه مانند «كودك» برخورد كنيد. و در دام ارتباط مداوم «والد ـ كودك» بيافتيد. اين ارتباط باعث خشم و انزجار او نسبت به شما و عصبانيت شما نسبت به او خواهد شد و تأثير مخربي بر رابطه خواهد گذارد.

ج ـ در رابطه قدرت بيشتري پيدا ميكنيد و وسوسه ميشويد كه همسر خود را كنترل كنيد. به دليل بالاتر بودن سن و تجربههاي بيشتر و احتمالاً موفقيتهاي مالي بيشتر، ممكن است همسر خود را كنترل كنيد تا دست به كارهاي نپخته و حساب نشده نزند.

د ـ ممكن است بخواهيد خود را جوانتر از سن واقعي خود نشان دهيد. افراد در هر سني نيازهاي خاصي دارند، اما وقتي فردي با همسري بسيار جوانتر از خودش ازدواج ميكند، ممكن است از اينكه به نيازهاي سني خودش پاسخ دهد، دست بردارد و براي رضايت خاطر همسرش سعي كند كه رفتارهاي سنين پايينتر را انجام دهد.

اگر از همسر خود جوانتر باشيد:

الف ـ اين امكان وجود دارد كه به او به عنوان يك الگو و آموزگار نگاه كنيد. و در مقابل او احساس ضعف و حقارت كنيد. وقتي همسرتان به مراتب از شما بزرگتر باشد، طبيعي است كه موفقتر، با تجربهتر و از لحاظ اقتصادي با ثباتتر باشد. اين موضوع ميتواند فرد را به طور ناخود آگاه تحت تأثير قرار دهد، به طوري كه احساس كند همسرش از او بهتر است.

ب ـ ممكن است براي همسر خود همیشه نقش «كودك» را بازي كنيد. وقتي كه تجربهي كمتري داريد و مشاهده ميكنيد كه همسرتان با تجربهتر است، ممكن است به طور ناخود آگاه در مقابل او در اکثر مواقع نقش يك «كودك» را بازي كنيد.

ج ـ ممكن است بخواهيد خود را مسنتر از سن واقعي خود نشان دهيد. براي اينكه تفاهم بين خود و همسرتان را بيشتر كنيد، ممكن است رفتارهاي مطابق با سن خود را كنار بگذاريد و مطابق ميل او رفتارهاي سنين بالاتر را از خود بروز دهيد.


 

 



دکتر مجید محمودی مظفر ، روانشناس و استاد دانشگاه، مرکز مشاوره و روانشناسي راه فردا

^