اگر به اطرافمان نگاه کنيم، با افرادي برخورد مي‌کنيم که زندگي بسيار آرام و خوبي دارند و افرادي نيز هستند که با وجود اين که سعي مي‌کنند خود را آرام نشان دهند، وجودشان مملو از آزردگي و خشم است.

گاهي اوقات با خود فکر مي‌کنيم تفاوت ميان اين دو گروه چيست؟ چرا برخي افراد آن‌قدر خوشبخت هستند که انگار در زندگي همه چيز بر وفق مرادشان است؛ اما برخي ديگر هيچ نقطه‌ی مثبتي در زندگي مشترک و همسرشان نمي‌يابند.

آيا واقعا مشکلات فقط متعلق به عده‌ی خاصي است يا اين که نگرش همسران و شيوه‌ی برخوردشان با يکديگر خوشبختي را رقم مي‌زند؟ آيا مي‌توان انتظار داشت که همسرمان کاملاً مطابق ميل ما رفتار کند؟

اگر اين گونه نشد، آيا بايد از شخص مقابل مايوس شويم يا فکرکنيم انتخابمان اشتباه بوده، شخص مناسبي را براي خود انتخاب نکرده‌ايم؟

صاحب نظران معتقدند انسان به دليل پيچيدگي‌هاي روحي و فکري هرگز به طور کامل قابل پيش بيني نيست.

جالب است بدانيد افرادي که در 3-2سال اول زندگي مشترک از يکديگر جدا مي‌شوند، فقط50 درصد از خلق و خوي يکديگر را شناخته‌اند و اکثرآن‌ها تصور مي‌کنند مشکل آن‌ها نداشتن علاقه است، در صورتي که مسئله‌ی اصلي، عدم برخورداري از مهارت‌هاي لازم براي کنترل اختلافات است. نمي‌توان توقع داشت که دو نفر با دونگرش، رفتار و سبک زندگی متفاوت دقيقاً مانند هم باشند و يک جور عمل کنند. اگر هم بر فرض محال چنين شود، شيريني زندگي مشترک از بين مي‌رود، زيرا زن و شوهر مکمل يکديگرند؛ اما مي‌توان توقع داشت که به يک جهت نگاه کنند؛ يعني دارای ارزشها، اولویت ها و اهداف مشترک باشند تا در رسيدن به تفاهم و صميميت بيش‌تر در زندگي مشترک دست یابند.

تصورکنيد شما و همسرتان بر سر موضوعي با يکديگر دعوا کرده‌ايد. آنچه ميان طرفين رد و بدل شده، تعدادي کلمات، برخي اشارات و حرکات صورت و بدن است و نکته‌ی بسيار مهم فکرخواني و تفسيرات شخصي هر يک نسبت به ديگري است که گاهي اوقات شما را به يک نارنجک آماده‌ی انفجار تبدیل مي‌کند.

گاهي اوقات ما بدون اين که متوجه باشيم بارها و بارها با يک شيوه‌ی نادرست با همسرمان سر مسائلي، مانند تعمير لوازم منزل، صحبت‌هاي اقوام همسرمان، ساعت رفتن به مهماني و... بحث و دعوا مي‌کنيم؛ اما فايده اي ندارد. آيا تا به حال فکر کرده‌ايد چرا؟

اين در حالي است كه اکثر افراد به جاي درمان روان‌شناسانه و يادگيري مهارت‌هاي ارتباطي با همسرشان به گرفتن حقوق خود از همسر، يا اثبات حرف خود هستند. در حال حاضر بسياري از کشورها يکي از مباحث اصلي روان‌شناسي خود را به شيوه‌هاي کنترل و مديريت رابطه‌ی زناشويي اختصاص داده اند.

زيرا فروپاشي رو به افزايش خانواده‌ها زيربناي فروپاشي جوامع را تشکيل مي‌دهد. هر شخصي بسته به شخصيتي که دارد برخي اعمال و رفتارها را مي‌پسندد و از برخي ديگر بدش مي‌آيد. از نظر ما چيزهايي درست و چيزهايي اشتباه است. اين اختلاف نظرها طبيعي است وآن‌چه كه در انتهاي مشاجرات ميان زوج‌ها باقي مي‌ماند و مشترک است احساس رنجش، خشم و عصبانيت است. پس بايد در اين مورد آموخت و دانست چه موقع و چگونه بايد اعتراض کرد، چه وقت بايد سکوت کرد و چه زماني براي ابراز علاقه مناسب است تا بيش‌ترين پيشرفت را در زندگي زناشويي داشته باشيم.

اغلب مشکلات شديد ميان ما ريشه در تفکر و نگرش دارد يا به عبارتي گاهي اوقات صرفا به دليل تعبير و تفسيرهاي نابه‌جاي ما ايجاد مي‌شود. انسان‌ها وقتي وارد زندگي مشترک مي‌شوند، نقشهايي را مي‌پذيرند. نقش‌هايي جديد است که بايد دل‌خوش کننده و لذت بخش باشد تا دوام يابد. کليد اين مهارت نيز در يادگيري است.

در این قسمت شما را با اولویت ها در زندگی مشترک آشنا می کنیم. این الگو اگر درست و بجا استفاده شود دچار حسرت و افسوس نخواهید شد.

در تصمیمات زندگی مشترک اولویت ها باید به این ترتیب باشند:

1.معنویت(اصول و ارزشهای انسانی، مانند صداقت،وفاداری،مودت و...)
2.شخصیت(شامل احترام به خود،عزت نفس و...)
3.سلامت جسم و روان(هرآنچه که سبب ایجاد سلامتی جسمی و روانی می شود)
4.همسر(زمان گذاشتن برای بهبود روزانه ارتباطی)
5.خانواده(فرزند، پدر، مادر...)
6.تخصص یا حرفه(زمان گذاشتن برای ارتقا)
7.تفریح و پول (پس انداز و زمان گزاردن برای تفریح)


برای هریک از موارد بالا هر روز برنامه ای داشته باشید. اما در موقعیت های حساس تصمیم گیری درست این است که اولویت ها با شماره های بالاتر قربانی شماره های کمتر می شود. به عنوان مثال اگر همسر و مادر شما هر دو در بیمارستان باشند و فقط شما مسئولیت هردوی آنها را داشته باشید ابتدا اولویت رسیدگی به همسر سپس مادرتان میباشد. در اینصورت شما رضایت همسر را دارید و می توانید فضایی برای نگهداری از مادرتان را نیز فراهم نمایید. در ضمن مادر شما انتظار دارد که فقط به او رسیدگی شود و اگر هم از شما دلخور شده باشد راحت تر میبخشد.

توصیه هایی برای مکان مناسب مطالعه

اتاقی با نور مناسب
یک مکان مستقل برای خواندن و نوشتن
محیط ساکت و آرام
حداقل مزاحمتهای تصویری

توصیه هایی برای زمان مناسب

در هر روز زمان مطالعه منظمی داشته باشید
بین خواندن و نوشتن تغییر وضعیت دهید.
بین درس ها استراحت کنید.

^