درماندگی جزء احساسی گروهی از رفتارهای کلی رایج است که اکثر ما هنگامی که با رابطه نا مطلوبی روبرو هستیم انتخاب می کنیم . سلیگمن مفهوم درماندگی آموخته شده را به عنوان حالت ویژه ای که اغلب در نتیجه اعتقاد فرد مبنی بر اینکه رویدادها در کنترل او نیستند در او ایجاد می شود، تعریف کرد. دانش آموزی که برای پیشبرد اهداف خود زحمت می کشد و تلاش بسیار می کند، انتظار دارد که در پایان مورد بازخورد مناسب قرار گیرد و در ازای زحمتی که کشیده است، از نتایج زحمت خود بهره مند شود.

حال اگر به دلایلی این مورد صورت نپذیرد، دانش آموز منفعل شده و دیگر تلاشی از خود نشان نمی دهد و این بدترین حالتی است که ممکن است، به سراغ دانش آموز بیایدگر دانش آموز به این باور برسد که هیچ کاری از دستش برنمی آید تا موقعیت ناگوارش را تغییر دهد، حالت او را درماندگی آموخته شده، می نامند. می توان وضع را این گونه توصیف کرد که شخص واقعاً ممکن است که در یک موقعیت ناراحت کننده قرار داشته و هیچ عملی از او نتوانسته است موقعیت او را تغییر دهد. در نتیجه از تلاش بازمانده و به این باور رسیده است که هیچ کاری از من ساخته نیست. در چنین فرآیندی، دانش آموز اطمینان خود را از دست می دهد و به ناتوانی خود، اذعان می کند، و توان حرکت و خلاقیت از فرد سلب و او به موجودی بی تحرک، خنثی و فاقد معیار تبدیل می شود. اما اگر شرایط تغییر کند و شخص بتواند با انجام رفتاری موقعیت ناگوارش را تغییر دهد، این باور که کاری از او ساخته نیست باور غلطی خواهد بود. اگر شخص این باور غلط را تعمیم دهد و به این نتیجه برسد که مهارت های لازم برای حل کردن مسائل زندگی را ندارد، ممکن است به افسردگی (depression) مبتلا شود این باور که شخص درمانده است، در صورتی که واقعاً درمانده نیست. رایج ترین نوع درماندگی که غالباً بر می گزینیم , افسردگی است , اما گزینه های دیگری نیز وجود دارد که افراد انتخاب می کنند مانند گوشه گیری , شکوه و گلایه , دیوانگی , مشروب الکلی یا استفاده از مواد مخدر . به طور کلی دامنه وسیعی از رفتارهای رایج وجود دارد که وقتی می بینیم ازدواجمان طبق انتظارات و مطابق تصویر جهان کیفی مان پیش نمی رود , آن ها را پی می گیریم . معمولا ً پیش از این رفتارها و گاهی همراه آن ها , عصبانیت نیز وجود دارد . عصبانیت رایج ترین و اصلی ترین رفتار کلی است که هرگاه شرایط مطابق ما نباشد , آن را انتخاب می کنیم . فکر می کنیم عصبانیت تنها رفتاری است که ریشه در در ژن های ما دارد . نیازی به یادگیری ندارد از بدو تولد وجود دارد .

اگر چه پذیرفتن آن برای اکثر ما دشوار است اما باید بپذیریم که ما رفتارهای کلی درماندگی را انتخاب می کنیم .چون فکر می کنیم در آن لحظه بهترین انتخاب است . شما درماندگی بخصوصی برای خود انتخاب می کنید که در سایر افراد شاهد بوده اید یا فکر می کنید بهترین نتیجه را برایتان به ارمغان می اورد .علت انتخاب نوع درماندگی , مهم نیست . آنچه اهمیت دارد این است که چگونه می توانید رفتار موثرتر را انتخاب کنید چون تا زمانیکه انتخاب موثرتری صورت نگیرد انتخاب شما همان رنج بردن خواهد بود . به جای انکه وقت و انرژی خود را صرف یافتن علت انتخاب درماندگی بخصوص خود کنید سعی نمایید با استفاده از آن وقت و انرژی , رفتار کلی موثرتری را انتخاب کنید تا پاسخگوی نیازهای شما باشد .

هر فردی که در یک رابطه نا موفق افسرده شدن را انتخاب می کند می خواهد با او بهتر رفتار شود . فرض کنید شما زنی هستید که نمی توانید محبت مورد نظر را از شوهرتان دریافت کنید , هر چقدر که بخواهید باز هم نمی توانید نسبت به آن چه رخ می دهد بی تفاوت باشید .رفتار های زیر بنایی این خواسته به صورت عصبانیت بروز می کند اما اگر شما عصبانیت را انتخاب کنید در بیشتر موارد وضعیت از انچه هست بدتر می شود .عصبانیت منجر به دعوا میشود که غالبا با خشونت نیز همراه است و شما که جبهه ضعیف تری دارید معمولا شکست می خورید .اما نمی توان به آسانی جلوی عصبانیت را گرفت اگر بخواید عصبانی نشوید باید رفتار دیگری انتخاب کنید که عملا جایگزین عصبانیت شده و آن را محدود کند . اینجاست که بلافاصله رفتار دیگری را از کودکی آموخته اید به یاد می آورید و افسردگی را انتخاب می کنید .ما همگی براساس تجربیاتمان می دانیم چگونه به هنگام انتخاب افسردگی , رفتار , فکر و احساس کنیم . فیزیولوژی بدنتان بدون آنکه شما آگاه باشید کند کار می کند و دیگر از لحاظ جسمی احساس سلامتی نمی کنید .افسردگی رفتار بسیار آشنایی است با آن بسیار برخورد کرده ایم , حتی هیچ لغت مترادفی در فرهنگ نمی توان برای آن پیدا کرد .از کودکی هرگاه ناراحت می شدید و احساس ناکامی می کردید به افسردگی روی می آورید . اگر می خواهید به درماندگی ای که انتخاب کرده اید خاتمه دهید باید همه توان خود را برای یک انتخاب بهتر بسیج کنید . می توانید با یک مشاور مناسب ارتباط برقرار کنید , فردی که به شما کمک کند تا قدرت یک انتخاب بهتر را در خود بیدار کنید . اکثر مردم بیش از آنچه خود باور دارند توانمند هستند , افراد می توانند از این توانایی برای کمک به خودشان استفاده کنند یا با تشویق دوستان خوب و حمایت خانواده مشکلاتشان را حل کنند به شرط این که افراد باور کنند در انتخاب شرایط زندگیشان دخیل هستند .







برگرفته از کتاب تئوری انتخاب دکتر ویلیام گلاسر
گردآورنده:بهارك حسنيني،روانشناس،مركز روانشناسي و مشاوره راه فردا

^