دیگر نیازی نیست از امتحانات بترسید!
• دیگر نیاز به یک سال دلهره که به تدریج با نزدیک شدن به پایان سال، مانند طوفانی افزایش پیدا می کند نیست.
• دیگر نیازی به هفته ها و روزهای پر اضطراب، پر شتاب، طاقت فرسا و ترسناک توأم با تنش قبل از واقعه نیست.
• دیگر نیازی به ورود عجولانه به جلسه ی امتحان برای استفاده از هر ثانیه ی آن نیست.
• دیگر نیازی به عجله ی اولیه برای شروع برگه ی امتحان نیست، یعنی زمانی که خیلی سریع می خوانید و مجبور به خواندن دوباره ی سؤال می شوید تا بفهمید سؤال واقعاً چه می خواهد.
• دیگر نیازی به صرف 15 تا 30 دقیقه از یک ساعت وقت امتحان برای نوشتن یادداشت های تصادفی و بیهوده، خاراندن سرتان، اخم کردن، تلاش مضطربانه برای به یادآوردن هر آنچه که می دانید نیست، با این وجود در این لحظه به دلایلی به نظر می رسد که آنها را به خاطر نمی آورید.
• دیگر نیازی به ناامیدی به خاطر ناتوانی از جستوجوی دانش در میان انبوهی از اطلاعات تان، نیست.
• دیگر نیازی به ترس شدید از رویارویی با سؤالات دشوار نیست.
• دیگر این حس را ندارید که همه ی محتویات ذهنتان از مغزتان پریده است.


سناریوی مشترک پیشنهادی در بالا نه فقط برای کسانی است که اطلاعات کمی در مورد موضوع امتحانی دارند، بلکه اغلب برای کسانی که اطلاعات زیادی دارند، نیز به کار می رود. در دوران دانشگاه حداقل سه دانشجو را به خاطر می آورم که عملاً در مورد موضوع خاصی بهتر از هر شخص دیگری در آن سال اطلاعات داشتند و نیز کسانی که برای دانشجویان ضعیف دیگر تدریس خصوصی می کردند. با کمال تعجب این دانشجویان بسیار باهوش، معمولاً در بهترین امتحان ناکام می ماندند، به ناچار اعتراض می کردند که در جلسه ی امتحان زمان کافی برای جمع و جور کردن انبوه اطلاعات خود نداشته اند و یا اینکه به دلایلی در لحظات حساس «فراموش» کرده اند.
فرض کنید درسی که قرار است مطالعه کنید و خود را برای امتحان آن آماده کنید، روانشناسی است. همینطور که در طول سال درس می خوانید و یادداشت هایتان را سرو سامان می دهید، ناخودآگاه و دائماً دسته هایی می سازید که هر یک از این دسته ها باید شامل موارد زیر باشند:


مثلاً:
1. سرفصل های اصلی
2. فرضیه های اصلی
3. آزمایش های مهم
4. سخنرانی های مهم
5. کتاب های مهم
6. مقالات مهم
7. نکات مهم کلی
8. فرضیات، افکار و دیدگاه های شخصی

 

بخش خاصی را به هر یک از این سرفصل های اصلی اختصاص دهید که به کلمات ذهنی حافظه ای کلیدی از موضوعات درسی مناسب سیستم اصلی یا کلمه ی ذهنی حافظه ای مرتبط باشد. مثلاً اگر اعداد 30-50 را به آزمایشات روانشناسی مهم اختصاص داده بودید و پنجمین مورد آزمایش روانشناسی رفتاری اسکینر است که در آن کبوترها آموختند که نوک بزنند و جایزه بگیرند، می توانید زره بسیار بزرگی (نامه) را تصور کنید که روی بدن (اسکینر) کبوتر غول پیکر و جنگنده ای قرار می گیرد که در حال نوک زدن به خورشید است و با این کار باعث می شود میلیون ها تن دانه ی گندم از آسمان بریزد.


با استفاده از این شیوه متوجه می شوید که در برگرفتن کل مطالعه ی یک سال در بین اعداد 1 تا 100 و انتقال این دانش سازمان یافته و خوب درک شده به صفحات اول امتحان، امکان پذیر است. مثلاً اگر در امتحان روانشناسی از شما خواسته شود تا در مورد انگیزه و یادگیری با توجه روانشناسی رفتاری توضیح دهید، می توانید لغات کلیدی را از سؤال بردارید و آنها را به پایین ماتریس ذهنی سیستم اصلی برانید، و هر موردی را که به هر ترتیبی به سؤال مربوط است از آن بیرون بکشید، بنابراین شکل کلی شیوه ی ابتدایی باید مانند ساختار زیر باشد:
در بحث پیرامون سؤال «انگیزه و یادگیری با توجه به روانشناسی رفتاری»، قصد دارم که زمینه های اصلی روانشناسی زیر را در نظر بگیریم: فلان فلان فلان فلان و فلان پنج فرضیه ی زیر: فلان فلان فلان فلان و فلان سه آزمایش زیر: فلان فلان و فلان که از نظریه ی اول حمایت می کنند: فلان و فلان و فلان و دو آزمایش زیر که از نظریه ی دوم حمایت می کنند: فلان و فلان؛ و پنج آزمایش زیر که از نظریه ی سوم همایت می کنند: فلان فلان فلان فلان و فلان.


همانطور که میبینید با این روش نمره ی خوبی در انتظار شماست و در این مرحله هنوز هم به آرامی وارد مقدمه پاسخ خود می شوید! بهتر است تأکید کنیم که پیرامون هر موضوعی آخرین دسته در سیستم حافظه تان باید مربوط به ایده های اصلی و خلاقانه ی خودتان باشد. نتایج آزمون- خوب یا بد- حاصل تفاوت بین این دسته است.

 

 

 

مرکز مشاوره و روانشناسی راه فردا

گردآورنده: بهارک حسینی ( روانشناس در زمینه افسردگی، وسواس و اضطراب ) - نگار صادقی

^