دکتر کیم مارتز استاد روانشناسی و مسوول مرکز روانشناسی دانشگاه آلبرتا کانادا مقاله ای در باب مقایسه عشق سالم و ناسالم ارائه کرده اند:

عشق سالم: هر فرد محترم است و نیازهایش در نظر گرفته می شود.
عشق بیمار: احساس فشار می کنید از اینکه باید به فرد دیگری تبدیل شوید تا با شریکتان متناسب باشید.

عشق سالم: اعتماد و صداقت پایه اصلی رابطه هستند.
عشق بیمار: بی اعتمادی و احساس نا امنی در رابطه دیده می شود و افراد مرتب یکدیگر را چک می کنند.

عشق سالم: ارتباط و مکالمه بین دو نفر باز و شفاف و بدون استرس و ترس است.
عشق بیمار: فرد از اینکه احساسات و مخالفتش را با شریکش بیان کند می ترسد.

عشق سالم: تصمیمات و مسوولیتها به صورت عادلانه تقسیم می شود.
عشق بیمار: تصمیمات معمولا یک طرفه بدون در نظر گرفتن نیازهای طرف مقابل گرفته می شود.

عشق سالم: حمایت دوطرفه و غیر شرطی است.
عشق بیمار: حمایت محدود و معمولا با شرط و شروط است.

عشق سالم: زمانهای خوب بیش از زمانهای بد در رابطه ایجاد می شود.
عشق بیمار: زمانهای بد و تحت فشار و استرس و تنش بیشتر از زمانهای خوب است.

عشق سالم: اختلاف پیش می آید ولی معمولا حل می شود و "هرگز" از خشونت استفاده نمی شود.
عشق بیمار: در حل مسائل روشهای ناسالم مثل مسخره کردن، کنترل، سوء استفاده کلامی، مورد قضاوت قرار دادن و حتی خشونت فیزیکی به کار گرفته می شود و فرد از خلقیات شریکش می ترسد.


عشق سالم: ارتباط با سایر دوستان و ارتباطات اجتماعی نه تنها پذیرفته می شود بلکه تشویق می گردد.
عشق بیمار: شریکتان می کوشد تا شما را از دوستان و خانواده تان دور کند و منزوی شوید.


عشق سالم: هویت و حریم شخصی افراد حفظ می شود.
عشق بیمار: فرد احساس می کند بدون شریکش نمی تواند زندگی کند، وابستگی شدید دارد و تهدید یا اقدام به خودکشی در صورت پایان رابطه وجود دارد.


عشق سالم: فرد احساس امنیت و خوشحالی در رابطه دارد چه زمانهایی که با شریکش هست و چه زمانهایی که تنهاست.
عشق بیمار: معمولا زمانهایی که فرد تنهاست احساس ناامنی و نگرانی از رابطه دارد و زمانهایی که با شریکش است به تخلیه احساس ناامنی و ناخوشی می گذرد.















پروين حميدي ، مشاور خانواده ، مركز روانشناسي و مشاوره راه فردا

^