فشار روانی چیست و چگونه به وجود می آید؟

«فشار روانی» ترجمه کلمه انگلیسی استرس Stress می‌باشد. هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند، استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود. استرس یک فشار روانی و احساسی بیش از حد تحمل فرد است. درواقع استرس زمانی ایجاد می‌شود که ما نتوانیم با فشارهای کوچک کنار بیاییم. همه ی ما به درجات مختلف استرس را تجربه کرده یا می‌کنیم که البته استرس در افراد مختلف متفاوت است، ممکن است یک عامل برای فردی ایجاد استرس کند ولی در فرد دیگر، به هیچ وجه استرس ایجاد نکندتفاوت های فردی و چگونگی ادراک افراد از وقایع مهم و گرفتاری های روزمره ی زندگی در چگونگی تأثیر آن ها بر سلامت روانی فرد تأثیر دارد .در واقع زندگی بدون فشار روانی امکان ندارد و آدمی برای آن که بطور بهنجاری به زندگی بپردازد بایستی کمی فشار روانی احساس کند. اما فشار روانی شدید و طولانی مدت دارای اثرهای آسیب‌زای «فیزیولوژیکی و روانی» است.
هانس سیله، فیزیولوژیست کانادایی و بنیانگذار پژوهش های جدید درباره ی فشار روانی ، فشار روانی و فشارزا را چنین تعریف می کند:
فشار روانی (استرس) عبارت از پاسخ فیزیولوژی بدن به هر نوع تقاضای سازگاری درونی یا جسمانی از آن، و فشارزا ها (استرسورها) عبارتند از همه ی تقاضاهای سازگاری روانی یا جسمانی از بدن.
به طور مثال:
اگر در هوای گرم به ورزش مشغول شویم بدن ما با سرعت بخشیدن به ضربان قلب و تنفس و با تحریک غدد مولد واکنش نشان خواهد داد. در این مثال تقاضای سازگاری یعنی عامل فشارزا، جسمی است که سبب فشار روانی در بدن می شود و پاسخ فیزیولوژی بدن افزایش ضربان قلب، تنفس و تعرق است.
سلیه تأکید می کند با اینکه فشار روانی به عنوان یک عامل بیماری شناخته شده است، ولی وجود درجاتی از آن به تنها غیر قابل اجتناب بلکه برای رفتارهای سازگاری فرد ضروری است.
به طور مثال:
پوشیدن لباس گرم در هوای سرد یا مطالعه کردن هنگام داشتن یک امتحان یا...
به این جمله ی معروف سیله دقت کنید: " مرگ آزادی کامل از فشار روانی است. "
وی با استفاده از زبان یونانی، فشار روانی خوشایند را دی استرس و فشار روانی ناخوشایند را یوسترس نامید.

انواع فشارزاهای روان شناختی ( علت فشارهای روانی )

در اینجا به معرفی سه گروه از فشارزاهای روانی می پردازیم .

1)ناکامی

گروه آن دسته از فشارزاها هستند که باعث احساس ناکامی در فرد می شوند. همه ی ما ناکامی را تجربه کرده ایم به طور مثال زمانی که عجله داریم ولی در ترافیک گرفتار شده ایم.
ناکامی دو سطح خفیف و شدید دارد.
خفیف مانند انتظار در صف سینما یا عملکرد ضعیف در امتحان.
شدید مثل از دست دادن شغل یا اخراج از دانشگاه.
موانع و سدهای گوناگون چه درونی و چه بیرونی بر سر راه کوشش های فرد برای رسیدن به او اهدافش قرار دارد.
انواع این موانع عبارتند از:

• موانع بیرونی: خود این موانع به انواع گوناگونی تقسیم میشوند.
 موانع فیزیکی مانند راه بندان در خیابان ها یا صف های طولانی برای خرید از فروشگاه ها
 موانع طبیعی مانند خشکسالی هایی که محصولات کشاورزی را از بین می برد.
 موانع اجتماعی که به صورت محدودیت هایی است که مردم بر آدمی تحمیل می کنند مانند امر و نهی بزرگترها یا آداب و رسوم و قوانین دست و پا گیر جامعه.


• موانع درونی : زمانی که آنچه مانع رسیدن فرد به اهدافش میشود از کم و کاستی های خود شخص سرچشمه می گیرد. مانند معلولیت های جسمانی که باعث نرسیدن به شغل مورد علاقه ی فرد است یا خجالتی بودن فرد که مانع رسیدن وی به همسر دلخواهش می شود.


ناکامی درصورتی که شدید باشد و دوام پیدا کند یکی از منابع مهم فشارزاهای روانی محسوب می شود.

2) احساس تحت فشار بودن یا تحمیل

یک حالت هیجانی است که وقتی به فرد مسئولیتی داده می شود که بیش از اندازه است و همه ی توانایی های او را در بر می گیرد به وجود می آید.
همه ی ما به کرات این فشارزاها را در زندگی تجربه کرده ایم از قبیل نوشتن گزارش تحقیق یا کار کردن برای پرداخت شهریه دانشگاه. در واقع این حالت هیجانی زمانی در فرد ایجاد می شود که او مسئولیتی بر عهده دارد و برای آن مسئولیت تلاش می کند و برای انجام دادن آن بیش توانش درگیر می شود.


3)تعارض

یک حالت هیجانی منفی است که به علت ناتوانی فرد در انتخاب دست کم یکی از دو هدف ناسازگار به وجود می آید. تعارض انواع مختلفی دارد که در ادامه به آنها اشاره می کنیم.

• تعارض جاذب-جاذب : در این نوع تعارض فرد باید دست کم از بین دو راه حل خوشایند یکی را انتخاب کند. برای مثال خانمی که بین انتخاب شغل مهم و انجام مسئولیت های مادرانه که هر دو برای او موقعیت های خوشایندی اند ، دچار تردید می شود. در این تعارض فشار روانی کمتر از انواع دیگر است چون هر انتخاب فرد نتیجه ی مثبت و خوشایندی دارد. ولی درصورت طولانی شدن عدم تصمیم گیری ممکن است یکی از منابع مهم فشارزاهای روانی شناخته شود.

• تعارض دافع-دافع : در این تعارض فرد باید از بین دست کم دو موقعیت ناخوشایند یکی را انتخاب کند و هر انتخاب او به نتیجه ای منفی منجر خواهد شد. به طور مثال شخصی که دندان درد دارد ولی در عین حال از دندانپزشک میترسد. فرد باید از بین این دو موقعیت ناخوشایند یکی را انتخاب کند. این نوع تعارض فشار روانی که به فرد وارد می شود بیشتر از انواع دیگر است چون هر نوع انتخاب وی نتیجه ای منفی خواهد داشت.

• تعارض جاذب-دافع : در این نوع تعارض فرد در موقعیتی قرار دارد که مجبور می شود بر چیزی رضایت دهد که هم پیامد مثبت دارد و هم پیامد منفی برای مثال شیرینی بسیار خوشمزه ولی در عین حال چاق کننده است. وقتی کسی هدفی را در پیش دارد که هم خواستنی است و هم خطربار، ممکن است مدتی سرگردان شود تا سرانجام بتواند درباره ی آن تصمیم بگیرد. در چنین حالتی هر چه فرد از هدف دورتر است آنرا خواستنی تر می بیند ولی هر چه به آن نزدیکتر می شود خطربار بودن آن آشکارتر می شود. تقریبا بیشتر جوانانی که ازدواج می کنند تعارض جاذب-دافع را تجربه می کنند. در مراسم خواستگاری و نامزدی تمایل گرایش یا جاذبیت بیشتر است ولی هر چه به روز عروسی نزدیکتر می شوند اضطراب آنها و ترس از ازدواج بیشتر می شود. این تعارض در زندگی ما به کرات پیش می آید و همه ی ما آنرا تجربه می کنیم. در مقابله با این نوع فشار روانی افرادی که در تصمیم گیری انعطاف پذیری بیشتری دارند نسبت به آنهایی که تنها متکی به یک روش اند موفقترند.

ناکامی تحت فشار بودن و تعارض نتایجی از وقایع زندگی هستند. این وقایع شامل دگرگونی های عمده ی زندگی و گرفتاری های روزمره زندگی می شود.


دگرگونی های زندگی:

در طول زندگی، همه ی ما با تغییرات و رویدادهای مهم آن ها سازگار می شویم. از جمله ی این تغییرات، ازدواج یا فوت یکی از اعضای خانواده، تغییر شغل و یا تغییر محل سکونت است که فشار روانی به همراه می آورند.
طبق تحقیقاتی که در رابطه با دگرگونی های زندگی و بیماریها به عمل آمده ، مواجه شدن با تعدادی از موقعیت ها و دگرگونی های فشارزا در یک زمان کوتاه ممکن است برای بهداشت روانی پیامدهایی نامساعد داشته باشد. در این رابطه مقیاسی به نام مقیاس ارزشیابی سازگاری اجتماعی وجود دارد که 43 واقعه ی فشارزای روانی را به ترتیب شدت فشارزا بودن آنها دربرگرفته است.
گروهی از روانشناسان معتقدند بر اساس این مقیاس می توان رابطه ی دگرگونی های زندگی را با بهداشت روانی پیش بینی کرد. به گفته ی این روانشناسان افردی که در طول سال امتیاز فشار روانی آنها 300 یا بیشتر از 300 باشد ، دو برابر اشخاصی که کمتر از 300 درجه فشار روانی را تجربه می کنند بیمار می شوند.
البته پژوهش هایی نشان می دهد که ماهیت وقایع نسبت به ایجاد فشار روانی مهمتر از خود واقعه است. مثلا برای بسیاری از افراد ، بیکاری طولانی بیشتر از مرگ یکی از عزیزان می تواند فشار روانی ایجاد کند و سبب بیماری فرد شود.
انسان ها در ادراک از رویدادها ، تفاوت های زیادی دارند. به طوری که یک رویداد معین برای یکی، فشار روانی شدید ایجاد می کند ، اما برای دیگری هیچ فشار روانی به همراه نمی آورد. مثلا تعویض خانه برای یک نفر ممکن است کاملا فشارزا باشد در حالی که برای دیگری اصلا فشارزا نیست. این مطلب تا حدود زیادی به تیپ شخصیتی فرد بستگی دارد.

گرفتاری ها و وقایع روزمره ی زندگی:

تحقیقات نشان می دهد که فشارزاهای روزانه ای هستند که به گرفتاری ها یا کارهای روزمره زندگی نسبت داده می شوند. این گرفتاری ها که ظاهرا بی معنا و کم اهمیت هستند ، مثل گم کردن کلید ، پیدا کردن جای پارک اتوموبیل ، جر و بحث های روزانه با افراد مختلف ، پرداخت قبوض ، شارژ ساختمان و.... به منابع مهم روانی تبدیل می شوند و بهداشت روانی را با نوسانات زیان آوری مواجه می کنند.
پژوهش ها نشان می دهند افرادی که گرفتاری های رووزانه را بیشتر تجربه می کنند بیشتر مبتلا به انواع سردرد ، عفونت های گلو و آنفولانزا می شوند. برخی معتقدند گرفتاری های روزانه خیلی بیشتر از رویدادهای زندگی فشارزایند. در واقع می توان گفت زمانی که یک رویداد مهم در زندگی رخ می دهد گرفتاری های روزانه خود به خود افزایش می یابند.

پیامدها و اثرات فشار روانی چیست؟

فشار روانی تاثیرات نامطلوبی بر روی واکنش های فیزیولوژی ، رفتاری و روانی فرد دارد. اغلب ثبات کمی در واکنش های افراد در برابر فشار روانی وجود دارد ، به این معنی که شخص ممکن است از ابتدا به طریق بدنی به فشار روانی واکنش نشان دهد و دیگری علائم روان شناختی از قبیل نگزانی بیش از حد از فرد بروز دهد و یکی هم ممکن است ضعف در عملکرد از خود نشان دهد. در کل پاسخ به فشار روانی سیستم های بدنی ، روانشناختی و رفتاری را در بر می گیرد ، اما همبستگی بین این سیستم ها اغلب کم است.

واکنش های فیزیولوژیکی

واکنش مبارزه یا فرار در گذشته به واکنشی گفته می شد که بدن انسان هنگام رویارویی با دشمن قوی همچون شیر وحشی از خود نشان می داد. این تغییرات ، تغییرات فیزیولوژیکی بودند که به طور خودکار به وجود می آمدند ، بدین ترتیب که دستگاه عصبی سمپاتیک وی فعال می شد و ضربان قلب و آهنگ تنفس افزایش می یافت ، فشار خون بالا می رفت و حرکات ماهیچه ای کند و رگهای خونی منقبض می شد و برخی از هورمون ها از جمله آدرنالین و کورتیزول آزاد می شد این هورمون ها چربی ها را به جریان خون وارد می کرد. در نتیجه انرژی لازم برای ارگانیسم فراهم می شد تا بتواند در مقابل دشمن عکس العمل فوری نشان دهد یا فرار کند .
امروزه با صنعتی شدن کشورها بدن ما هنوز همان واکنش های خودکار نیاکان خود را دارد با این تفاوت که محیطی که ما در آن زندگی می کنیم خیلی فرق دارد. ما برای اینکه بتوانیم از موقعیت های فشار روانی مثل چند امتحان در یک روز چند ساعت در ترافیک ماندن ، گرفتن یک نامه اداری و... بیرون بیاییم خیلی کم اتفاق می افتد که مستقیما مبارزه کنیم یا بدون از دست دادن فرصت پا به فرار بگذاریم. بنایر این نیاز نداریم که تعداد ضربان قلبمان افزایش یابد یا فشار خون بالا برود و میزان هورمون ها بیشتر شود. در فرهنگ ما واکنش مبارزه یا فرار یک واکنش غیر انطباقی به حساب می آید. به علاوه واکنش هایی که این تغییرات فیزیولوژیک ایجاد می کنند به نوبه ی خود د ردراز مدت برای سلامتی جسمی و روانی مضر است.

• بیماریهای روان تنی : پژوهشگران نشان داده اند که تکرار واکنش مبارزه یا فرار باعث ایجاد بیماری هایی همچون آسم انواع سردردهای میگرنی می شود. همچنین اعتقاد بر این است که بیماری هایی مانند حساسیت ها، فشار خون ، ناراحتی های قلبی ، زخم های گوارشی ، بیماری های پوستی و حتی جوش های غرور جوانی با فشار روانی ارتباط دارد. به عبارت دیگر در ایجاد و تشدید این بیماری های جسمی عوامل هیجانی تاثیر دارد.

• سندروم سازگاری عمومی : سلیه معتقد است این واکنش ( سندروم سازگاری عمومی ) که در اثر عوامل فشارزا به وجود می آید، سه مرحله دارد.
 مرحله ی هشدار که مرحله ی اول محسوب می شود . یعنی ارگانیسم از طریق فعال کردن دستگاه عصبی سمپاتیک ( سرعت بخشیدن به ضربان قلب ، بالا بردن فشار خون و افزایش ترشح هورمون ها و ... ) در مقابل عوامل فشارزا واکنش نشان می دهد . بنابر این مانند واکنش مبارزه یا فرار مقدار زیادی انرژی در اختیار می گیرد ، بیشتر دقت می کند و آماده ی مقابله می شود.
 مرحله ی مقاوت مرحله ی دوم است. اگر عامل فشارزا همچنان حضور داشته باشد ارگانیسم به این مرحله می رسد. در این مرحله اعلام خطر از بین می رود و ارگانیسم خود را با موقعیت خطرزا انطباق می دهد.
 مرحله ی فرسودگی در اثر ادامه ی طولانی مدت عامل فشارزا به وقوع می پیوندد. در جریان این مرحله نشانه های آشکار کننده هشداری یا اعلام خطر دوباره ظاهر می شود، ولی کم کم انرژی لازم برای سازگاری از بین می رود و ارگانیسم ضعیف می شود.

از نظر سیله دوام بلند مدت عامل های فشارزا نه تنها بهداشت روانی و جسمی را تحت تاثیر قرار می دهد، بلکه ممکن است کل زندگی فرد را با خطر نابودی مواجه کند.

• سندروم کلی سازگاری : طبق نظر سیله، وقتی عوامل فشارزا برای مدت طولانی حضور دارند، در مرحله ی اول که مرحله ی هشدار است مقاوت زیر حد طبیعی است اگر فشار ادامه پیدا کند به مرحله ی دوم وارد می شود که در این مرحله مقاومت به شدت افزایش پیدا می کند. پس از آن اگر استرس دوباره ادامه یافت، ارگانیسم به مرحله ی فرسودگی وارد می شود که مقاومت در مقابل بیماری کاهش می یابد و زیر حد مقاومت طبیعی است.

• استرس و دستگاه ایمنی بدن : تغییرات فیزیولوژیکی ناشی از فشار روانی می توانند فعالیت دستگاه ایمنی بدن را مختل کنند. در حالت عادی، دستگاه ایمنی بیماری ها را شناسایی و ردیابی خواهد کرد و ارگانیسم را سالم نگه خواهد داشت. بلعکس تضعیف دستگاه ایمنی بدن را برای ابتلا به بسیاری از بیماری های جسمی و روانی آماده خواهد کرد. مطالعات نشان می دهد که فشارزاهای شدید، در دستگاه ایمنی بدن تغییر شکل هایی به وجود می آورند. بین تغییر شکل ها و میزان بالای هورمون های ناشی از استرس مثل اپی نفرین، نورواپی نفرین و کورتیزول رابطه دیده شده است و به نظر می رسد که حضور این هورمون ها علاوه بر اینکه فرد را در مقابل فشار روانی مقاوم می کنند سیستم ایمنی بدن را در برابر بیماری ها تضعیف می کنند.حتی فشار روانی شدید و مزمن ممکن است زمینه را برای رشد بیماری های خطرناک مثل سرطان آماده کند.

واکنش های رفتاری و روان شناختی

پاسخ های رفتاری عبارتند از پاسخ های آشکار و واضحی که یک شخص ممکن است وقتی در موقعیت های فشارزای روانی قرار می گیرد نشان دهد، مانند پرخاشگری، حالت های عصبی ( پا کوبیدن به زمین، جویدن ناخن و... ) افزایش یا کاهش برنامه غذایی، افزایش یا کاهش خواب و صدای لرزان.
پاسخ های روانشناختی عبارت است از تغییر در عملکردهای شناختی فرد. مثل ناتوانی در تمرکز، عملکرد مغشوش حافظه، تردید در تصمیم گیری، تغییر در خودپنداره و تغییر در واکنش های هیجانی مثل بدبینی، نگرانی، تنش احساس گناه و اضطراب.

عوامل مؤثر در مقابله با فشار روانی

به دلیل وجود تفاوت های فردی فشارزاهای یکسان در افراد مختلف پاسخ یکسانی ایجاد نمی کنند، بلکه واکنش ها و رفتارهای مقابله ای افراد در مقابل فشارزاها تحت تاثیر یکسری عوامل قرار دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم.

واکنش های فیزیولوژیکی بدن

واکنش های فیزیولوژیکی افراد مختلف در مقابل فشارزاها متفاوت است. مطالعات نشان داده است کسانی که در اثر فعالیت های جسمانی ضربان قلبشان سریع تر افزایش می یابد احتمال بیماری تصلب شراین در آنها به هنگام رو به رو شدن با فشارزاهای روانی بیشتر از افرادی است که ضربان قلب آنها در اثر فعالیت های جسمانی به کندی افزایش می یابد.
برخی معتقدند واکنش های فیزیولوژیکی افراد تحت تاثیر جنسیت آنها قرار می گیرد. مردان زمانی که با فشارزاهای روانی رو به رو می شوند نسبت به زنان افزایش بیشتری در فعالیت های قلبی عروقی نشان می دادند و این ممکن است احتمال وقوع بیماری های قلبی را در مردان نشان دهد.
مصرف داروهای تحریک کننده نیز در انواع واکنش های فیزیولوژیکی در مقابل فشار روانی تاثیرگذار باشد.
به طور مثال تحقیقات نشان داده کسانی که در دوره ی امتحان پایان ترم یعنی استرس شدید، کافئین مصرف می کردند افزایش فشار خون و مقدار کورتیزول و کلسترول بالایی داشتند، به طوری که افزایش فشار خون آنها در مرز بیماران مبتلا به فشار خون می رسید.

نوع تیپ شخصیتی

نوع تیپ شخصیتی در چگونگی مقابله ی افراد در مقابل فشار روانی تاثیر دارد. افرادی که تیپ شخصیتی A دارند، دائم عصبانی می شوند، تند تند حرف می زنند، احساس فوریت می کنند و اغلب به مسئولیت های خود می اندیشند. نقطه مقابل، تیپ شخصیتی B دارند آرام، راحت و بدون تنش اند. پژوهش ها نشان داده است که افراد تیپ شخصیتی A وقتی با موقعیت هایی روبرو می شوند که برای سازگاری مجدد باید تلاش شدیدی به کار ببرند یا خشونت داشته باشند، نسبت به تیپ شخصیتی B واکنش های فیزیولوژی شدیدتری نشان می دهند.

حس کنترل

اعتقادات فرد درباره ی توانایی های آنها در کنترل موقعیت ها ممکن است در شدت فشار روانی مؤثر باشد. اگر شخصی منبع کنترل درونی داشته باشد، یعنی شانس و تصادف را قبول نکند و معتقد باشد که سرنوشت انسان به دست خود اوست، می تواند رویدادهای مؤثر بر زندگی را کنترل کند و بهتر با فشار مقابله کند. در عوض کسی که کنترل بیرونی دارد، خود را ناتوان احساس می کند و بر این باور است که نمی تواند جریان رویدادها را تغییر دهد.
قابل ذکر است که اعتقاد به توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار یک نوع منبع کنترل بیرونی ماورالطبیعه است که ریشه در کنترل درونی دارد زیرا فرد می داند برای توکل و توسل به این نیروها باید خود تلاشی صادقانه و خالصانه داشته باشد.

نگرش مذهبی و اعمال مذهبی

مذهب و دین باوری نقش مهمی در سلامت روانی افراد دارد و همان طوری که در قرآن آمده است " با یاد خدا دلها آرام می گیرد " . بنابراین، یاد خدا بهترین وسیله برای مقابله با فشارزاهای روانی است.
انجام دادن اعمال مذهبی ممکن است سبب آرامش روانی، امید به زندگی، گسترش حمایت اجتماعی و دوستی های عمیق تر در فرد بشود. علاوه بر آن احساس درونی که در نتیجه اعمال مذهبی به وجود می آید، یکی از عوامل مؤثر در ایجاد احساس رضایت از زندگی در شخص است.
با توجه به نتایج پژوهش های متعدد در این زمینه داشتن نگرش مذهبی به زندگی و انجام دادن اعمال مذهبی، رفتن به مسجد یا کلیسا، عبادت کردن، خواندن نماز و زیارتنامه همراه با احساس درونی یکی از مهمترین عوامل مؤثر در چگونگی واکنش در مقابل فشار روانی است.

حس شوخ طبعی

تحقیقات مختلف نشان می دهد، افرادی که حس شوخ طبعی دارند فشار روانی کمتری را تجربه می کنند و از سلامت بیشتری برخوردارند. وقتی کسی با شوخ طبعی خود د دیگران را می خنداند نه تنها باعث می شود موقعیت های فشارزایی که افراد در آن قرار دارند کمتر به نظر ناخوشایند و منفی بیاید، بلکه باعث دریافت حمایت دیگران نیز شده است. شوخ طبعی حتی با سیستم ایمنی بدن افراد نیز سر و کار دارد. برای مثال طبق یک پژوهش، نوزادانی که مادران آنها از حس شوخ طبعی بالایی برخوردار بودند، کمتر دچار بیماریهای عفونی می شدند.

راه های مقابله با فشارهای روانی

يک روش بسيار سالم در اين مرحله پيشنهاد می شود که به خاطر سپردن آن هم ساده است ،که عبارتند از: بخوريد ،بنوشيد و شاد باشيد .

1- بخوريد : يک رژيم غذايي متعادل و سالم در پيشگيری و کاهش فشارهای روانی بسيار موثر مي باشد در صورتي که در اين مورد مشکل داريد، مي توانيد به پزشکان و کارشناسان تغذيه مراجعه نمائيد. که دراينجا فقط يک مورد ساده ذکر می شود . خوردن مقدار زيادی شيرينی باعث افزايش قند خون شده و 2ساعت به طول می انجامد تا قند خون پائين بيايد ،پائين آمدن قند خون باعث می شود که ميل شما به شيرينی زياد شود. بهتر است که به مقدار کافي نان ،حبوبات ،برنج ، ماکارونی بخوريد. اينها بمدت طولاني تري انرژی براي شما تامين مي کنند و بالا وپائين رفتن مقدار قند خون را که بعلت قند اضافه است کاهش میدهد .

2- بنوشيد: بطور متوسط شما روزانه نياز به 8 ليوان آب داريد و نوشيدن مقدار کافي از مايعات براي افراد فعالی که عمليات امداد و نجات را انجام می دهند لازم است .وکم شدن آب بدن خطرات عمده ای را برای شما دارد .از مصرف بيش از اندازه مواد کافئين دار خودداري کنيد .همانطور که مي دانيد کافئين ماده ای است که باعث می شود آدرنالين در خون آزاد شود و باعث افزايش فشار خون و در نتيجه افزايش فشارهای روانی می شود و با محدود کردن مصرف نوشيدنيهای کافئین دار مثل چای و قهوه شما میتوانيد فشارهای روانی را کاهش دهيد .

3- شاد باشيد : يک شخص شاد آسيب زيادی از فشارهای روانی نمیبيند مهم اين است که روش زندگی شما تعادل داشته باشد. از محصولات تنباکو استفاده نکنيد، زيرا اين محصولات ايجاد کننده فشارهای روانی هستند .به طور منظم ورزش کنيد که ورزش از بين برنده بسيار خوبی برای فشارهای روانی است .

در مطالب بعدی بیشتر در مورد راه های مقابله با استرس و فشارهای روانی صحبت می کنیم.

با ما همراه باشید...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برگرفته از کتاب روان شناسی عمومی انتشارات پیام نور

تنظیم کننده نگار صادقی

^