هیپنوتیسم‌ حالتی‌ است‌ که‌ در آن‌ فردی‌ که‌ علاقه‌مند و آماده‌ همکاری‌ است‌، بخشی‌ از کنترلی‌ را که‌ بر ذهن‌ خود دارد، به‌ هیپنوتیسم‌ کننده‌ واگذار می‌کند و به‌ آنچه‌ که‌ به‌ وی‌ تلقین‌ می‌شود، پاسخ‌ می‌دهد. انسان‌ از گذشته‌های‌ دور با هیپنوتیسم‌ آشنا بوده‌ و از آن‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نیروی‌ جادویی‌ و مرموز استفاده‌ کرده‌ است‌. اولین‌ مطالعات‌ و بررسیهای‌ علمی‌ بر روی‌ هیپنوتیسم‌ توسط‌ پزشکی‌ به‌ نام‌ «فرانتس‌ مِسمر» صورت‌ گرفت‌. به‌ همین‌ دلیل‌ تا مدتها به‌ این‌ حالت‌ «مِسمریسم‌» گفته‌ می‌شد.
آنتون مسمر یک پزشک اتریشی در پاریس ادعا می کرد که هرگونه بیماری از دندان درد تا فلج را می تواند درمان کند. وی مدعی بود که فضا یا جو پر از نیروهای مغناطیسی نامرئی است و او می توانست آن نیروها را در اختیار بگیرد و به بدن افراد بیمار منتقل سازد.


بیمارانی که امید به درمان بسته بودند پیرامون لگنی پر از آب با براده های آهن و شیشه ی مات می نشستند. سپس مسمر با جلال خاصی وارد می شد و یک میله ی آهنی را که در دست داشت از بالای سر آنها می گذرانید و یا با چوب دست خود آنها را لمس می کرد. در این حال بیماران شروع به لرزیدن می کردند، دست و پایشان بی اراده می لرزید، بعضیها غش می کردند، مسمر آنان را تسکین می داد و مطمئن می ساخت که با چند درمان مغناطیسی تعادل طبیعی و شفای آنان بازمی گردد. البته، بسیاری از این بیماران درمان می شدند.


انجمنهای علمی و پزشکی پاریس نسبت به شیوه ی درمان مسمر با شک و تردید می نگریستند و تقاضای بازجویی و حقیقت یابی را از او داشتند. به این مناسبت در سال 1784 یک کمیسیون تحقیق روش درمان او را مبتنی بر تخیل، نه بر مغناطیس اعلام داشت و با وجود آنکه شیوه ی درمان او بی اعتبار اعلام گردید، اما روش کار او دنبال شد و در سال 1843 جیمز برید، پزشک اسکاتلندی نام هیپنوتیسم را به خواب مصنوعی تغییر داد.


به‌ نظر می‌رسد که‌ در حالت‌ هیپنوتیسم‌، شخصی‌ که‌ هیپنوتیسم‌ شده‌ دچار نوعی‌ آرمیدگی‌ و خواب‌ می‌شود. چون هیپنوتیسم هم مانند خواب حالتی از آرمیدگی است که شخص در آن تماس با بعضی الزامات عادی محیطی را از دست می دهد. اما کلمه ی خواب در اینجا جنبه ی استعاره دارد، چون به هیپنوتیسم شونده گفته می شود که واقعاً به خواب نخواهد رفت و همچنان به صدای هیپنوتیسم کننده گوش فرا خواهد داد. در چنین‌ حالتی‌ مغز چنان‌ تحت‌ تأثیر فرامین‌ هیپنوتیسم‌ کننده‌ قرار می‌گیرد که‌ به‌ هر چه‌ از او خواسته‌ شود، پاسخ‌ می‌دهد. البتّه‌ انجام‌ عمل‌ هیپنوتیسم‌ زمانی‌ موفقیت‌آمیز است‌ که‌ هیپنوتیسم‌ شونده‌ آمادگی‌ انجام‌ این‌ کار را داشته‌ باشد و کاملاً آن‌ را بپذیرد. به‌ این‌ ترتیب‌، هیچ‌کس‌ را نمی‌توان‌ بدون‌ خواست‌ و میل‌ خود هیپنوتیسم‌ کرد. برای‌ شروع‌ هیپنوتیسم‌، نخست‌ هیپنوتیسم‌ کننده‌ شخص‌ را در یک‌ اتاق‌ تاریک‌ می‌نشاند. سپس‌ برای‌ آرام‌ کردن‌ او کلماتی‌ را چندین‌ بار با صدای‌ ملایم‌ تکرار می‌کند. بعد، از وی‌ می‌خواهد که‌ به‌ یک‌ شی‌ء خاصّ نگاه‌ کند و تمام‌ افکار خود را بر روی‌ آن‌ شی‌ء متمرکز سازد. چشمان‌ هیپنوتیسم‌ شونده‌ به‌ تدریج‌ در اثر نگاه‌ کردن‌ به‌ این‌ شی‌ء خسته‌ می‌شود. وقتی‌ این‌ حالت‌ رخ‌ می‌دهد، هیپنوتیسم‌ کننده‌ از او می‌خواهد که‌ چشمانش‌ را ببندد. پس‌ از آن‌، هیپنوتیسم‌ شونده‌ دچار نوعی‌ آرمیدگی‌ و خواب‌ می‌شود. در چنین‌ حالتی‌ شخص‌ به‌ اصطلاح‌ هیپنوتیسم‌ شده‌ است‌ و هر چه‌ را که‌ هیپنوتیسم‌ کننده‌ از او بخواهد، انجام‌ می‌دهد.


این حالت را با روش هایی غیر از آرامش دهی نیز می توان ایجاد کرد. افزایش تنش و هوشیاری از مشخصات خلسه ی هیپنوتیسمی توأم با حالت هوشیاری حاد است. علاوه بر آن، روش ایجاد خلسه ی هیپنوتیسمی نیز شیوه ی فعالی است. برای نمونه در پژوهشی از هیپنوتیسم شدگان خواسته شد که با دوچرخه های ثابت آزمایشگاهی رکاب بزنند و در همان حال افزایش نیرو و هوشیاری به آنان تلقین شد.
این آزمودنی ها به اندازه ی کسانی که با شیوه ی آرمیدگی رایج هیپنوتیسم شده بودند در برابر تلقین های هیپنوتیسمی پاسخ دهی داشتند. این یافته در عین حال که همانند انگاری هیپنوتیسم با آرمیدگی را رد می کند، با برخی روش های ایجاد خلسه در فرقه هایی از دراویش مسلمان (مثلاً رقص صوفیانه) همخوان است.

رفتار افراد در رابطه با هیپنوتیسم کنندگان پژوهشگران را بر آن داشت که به موضوع تلقین پذیری یا هیپنوتیسم پذیری توجه بیشتری کنند. البته، افراد آدمی نسبت به تلقین پذیری یکسان واکنش نشان نمی دهند. حدود 5 تا 10 درصد از افراد نسبت به تلقین هیچ گونه واکنشی ابراز نمی دارند، به طوری که نمی توان آنها را هیپنوتیسم کرد.
هیپنوتیسم کننده باید موقعیتی برای آزمودنی فراهم آورد تا او با رضای خاطر بتواند درخواستها یا دستورهای وی را انجام دهد. این فرایند را القای هیپنوتیسمی نامیده اند.


پدیده های هیپنوتیسمی

به عقیده ی لویت و همکاران هیپنوتیسم کننده نمی تواند آزمودنی را به هر کاری وادار کند که او مایل به اجرای آن نیست، یا آنکه در او یک قدرت فوق بشری پدید آورد. در واقع خواب مصنوعی به روابط مثبت میان هیپنوتیسم کننده و هیپنوتیسم شونده وابسته است. در زیر به تأثیر هیپنوتیسم در موارد مختلف اشاره می شود.

تأثیر در ادراک

این قسمت را با داستانی از یک جوان آغاز می کنیم.
قرار است یک بیمار جوان سرطانی، تحت عمل دردناک کاشت مغز استخوان قرار بگیرد. پزشک معالج برای متمرکز کردن او روی بدنش، از وی می خواهد نفس بکشد و با دقت گوش بدهد. پسر مورد نظر غرق تخیلی لذت بخش و دلنشین می شود که در آن، سوار بر یک موتور سیکلت، مشغول رانندگی برفراز یک پیتزای غول آسا و ماهی های کولی در حال سرخ شدن است و بین قطره های روغن مازارلا ویراژ می دهد. چند دقیقه بعد، عمل جراحی تمام می شود پسر آرامش دارد و روی خودش مسلط است. پزشک معالجش از فن هیپنوتیسم استفاده کرده است تا پسر با کم کردن ادراک درد خود بتواند دردش را کنترل نماید.
اگر به کسی که هیپنوتیسم شده بگویند چشم او تار شده و دیگر نمی تواند به خوبی ببیند او چنین احساسی را تأیید می کند. گاهی این احساسی بسیار شدید می شود، چنانکه اگر به آزمودنی بگویند حس بویایی او از بین رفته است و اگر در یک شیشه ی پر از آمونیاک را باز کنند و جلو بینی او بگذارند، او هیچ گونه واکنشی از خود نشان نمی دهد و هیچ بویی احساس نمی کند.
از 1800 میلادی گزارشهای مختلف بیانگر آنند که هیپنوتیسم در تسکین درد زایمان، سوختگی، بیماری سرطان و دندان درد کارساز بوده است. به این سبب در درمانهای پزشکی، به ویژه عمل جراحی، تلقین هیپنوتیسمی به عنوان عامل دردزدا یا دردکش به کار رفته است. چنین حالتی را روان شناسان بی حسی بساوشی نیز نامیده اند.
از سوی دیگر حساسیت فزونی را می توان در آزمودنیها به گونه ای فزاینده بالا برد. برای مثال، اگر به آزمودنی گفته شود زنجیری که در دست دارد در حال گداختن است و دستش را می سوزاند، این احساس در او ایجاد و به سرعت زنجیر از دستش رها می شود. از راه تلقین حتی می توان افکار تخیلی و اوهام در آزمودنی به وجود آورد.

ایجاد هیجان

به وسیله هیپنوتیسم می توان هرگونه هیجانی را با هر شدتی در آزمودنی به وجود آورد، حتی اگر محرک نامناسب باشد. چنانکه، اگر به او بگویند شما اینک یک شوخی بسیار خنده داری می شنوید که نمی توانید جلو خنده ی خود را بگیرید و بعد به او بگوئید آن شوخی این است: «صدای کلاغ بسیار دلچسب و شادی بخش است». ملاحظه می شود که آزمودنی به طور لجام گسیخته ای شروع به خندیدن می کند.
با توجه به تجربه و برداشت بالا می توان از نیروی هیپنوتیسم در مهار احساسها، هیجانها، بیماریهای روانی و حتی معتادان بهره جست و آنان را به ترک اعتیادشان واداشت، زیرا نیروی هیجانی و تلقینی هیپنوتیسم انکار ناپذیر است.

تأثیر در حافظه

هیپنوتیسم در کارکرد حافظه نیز نقش آفرین است. اگر به آزمودنی تلقین کنند که او بعضی چیزها را نمی تواند به یاد آورد، همین طور هم خواهد شد، زیرا آنچه به او تلقین شود که نباید به یاد آورد او در حال عادی و خارج شدن از هیپنوتیسم از به یاد آوردن آن ناتوان است و اگر هم بعضی چیزها به او تلقین شود که باید همیشه به یاد داشته باشد، او پس از حالت هیپنوتیسم به خوبی از عهده ی آن خاطره ها برمی آید و آموخته ها و خاطره هایش را بیان می کند.

هویت و بازگشت

در هیپنوتیسم هویت آزمودنی را می توان به طور کلی دگرگون ساخت. ممکن است به او تلقین کنند که با هویت دیگری رفتار کند و آزمودنی از عهده ی آن برمی آید. در آزمایشگاه به طور تجربی شخصیت اصلی و طبیعی فرد را به شخصیت ثانوی تغییر داده اند، آن چنان که شخصیت ثانوی هیچ گونه خاطره ای از شخصیت اصلی خود ندارد. البته، در این مورد از ترس آنکه مبادا به شخصیت طبیعی و اصلی فرد صدمه ای وارد آید پژوهشهای پی گیر و مختلفی در این باره صورت نگرفته است.
یکی دیگر از پدیده های جالب هیپنوتیسم موضوع بازگشت است و آن به این معناست که یک شخصیت آگاه و دانا را با هیپنوتیسم می توان آن چنان تغییر داد که مانند یک کودک 5 ساله رفتار کند. البته، پژوهشگران و کارشناسان هنوز نتوانسته اند به درستی روشن سازند که آزمودنی بتواند همه ی خاطره ها و رفتارهای آن دور سنی را در اختیار هشیاری قرار دهد. اما به نظر می رسد که این امر امکان پذیر است. زیرا از نظر تجربی آزمودنی بازگشت یافته احساس می کند که هنوز 5 ساله است.

اثرهای پس هیپنوتیسمی

یکی از جنبه های جالب هیپنوتیسم اثرهای پس هیپنوتیسمی آن است. تجربه نشان داده است که وقتی به آزمودنی هنگام هیپنوتیسم گفته شود پس از اینکه به حالت عادی و هشیاری بازمی گردد چنین و چنان رویدادی رخ می دهد. برای مثال، 15 دقیقه پس از بیداری بسیار تشنه می شود و به نوشیدن دو لیوان آب نیاز دارد. درست پس از 15 دقیقه بعد از هیپنوتیسم آزمودنی احساس تشنگی شدید می کند، بی آنکه به یاد بیاورد که تشنگی او در نتیجه ی تلقین هیپنوتیسمی است، مستقیم به سراغ آب می رود و تشنگی خود را با دو لیوان آب خنک رفع می کند.

کاربردها و خطرهای هیپنوتیسم

اگر هیپنوتیسم را به شیوه ای درست به کار ببرند می تواند در بسیاری از کارکردها و وظایف مهم کارساز باشد. هیپنوتیسم علاوه بر آنکه یک ابزار تجربی است دارای کاربردهای پزشکی و روان درمانی نیز هست. چنانکه پیش از این یاد شد، هیپنوتیسم در اعمال جراحی و درمانهای پزشکی به عنوان دردزدا به کار می رود. امروزه نیز وقتی داروهای بیهوشی به مصلحت بیمار نباشد از هیپنوتیسم بهره می گیرند. تلقینهای هیپنوتیسمی نیز می توانند فشارها و تنشهای روانی را کاهش دهند و گاهی با سرعت بیشتری زخمها و جراحتهای بدنی را درمان کنند. در واقع هیپنوتیسم در همه رشته ها و بخشهای پزشکی از اهمیت بالایی برخوردار است.
از سوی دیگر هیپنوتیسم می تواند بسیار خطرناک نیز باشد. این خطر از دو عامل نتیجه می شود. نخست آنکه بسیاری از بیماران روانی انتظار دارند که هیپنوتیسم کنندگان به گونه ای معجزه آسا آنان را درمان کنند، اما ممکن است بر اثر یک غفلت یا اشتباه به جای بهبودی وضع آنان را بدتر کند. عاملِ خطر دیگر این است که چون هیپنوتیسم کار آسانی است افرادی که آموزشهای کافی و درست را ندیده اند می توانند با دخالتهای بیجای خود به هیپنوتیسم افراد اقدام کنند و به آنان صدمه بزنند. به ویژه ترکیب این دو عامل، یعنی اشتباه و دخالت افراد ناوارد در هیپنوتیسم، گاهی زیانهای جبران ناپذیر به وجود می آورند. به این سبب نباید خود را در اختیار کسانی قرار داد که تخصص لازم را در هیپنوتیسم ندارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

برگرفته از مقاله ی دکتر محمد پارسا و کتاب روان شناسی عمومی انتشارات پیام نور
گردآورنده نگار صادقی

^