راه هایی برای خود شناسی 

قسمت اول

 

سه چیز خیلی سخت وجود دارد؛ فلز، الماس و شناخت خود.
                                                    بنجامین فرانکلین


آلیس می پرسد:تعجب می کنم! آیا دیشب تغییر کرده ام؟ بگذارید کمی فکر کنم. امروز صبح که بیدار شدن همان گونه بودم. فکر می کنم تا حدودی می توانم به خاطر آورم که احساسم کمی تغییر کرده بود. اما اگر همان گونه نیستم، سؤال بعدی این خواهد بود که در این دنیا چه کسی هستم؟ آه این معمای بزرگی است!
                                                                                                                                                                                                                               آلیس در سرزمین عجایب

خود چیست؟


که هستید؟ شبیه چه هستید؟ مردم درباره شما چگونه می اندیشند؟ تمام اینها سؤال هایی دربارۀ "خود" است. همه ی ما وقتی از خودمان صحبت می کنیم می دانیم منظورمان چیست، اما تعداد کمی از اشخاص دقیقاً متوجه می شوند که ما چه منظوری داریم. در این مطلب ما به کشف تعدادی از جنبه های "خود" می پردازیم و آنها را مورد بررسی قرار می دهیم. به شما نیز فرصت داده می شود تا فکر کنید و ببینید خودتان را چه طور می توانید تعریف کنید؟
از یک نظر خود بخشی از بدن ماست. ما نمی توانیم به راحتی از حس خود طوری صحبت کنیم که گویی از بدنمان جداست. اگر وجود دارد کجا قرار دارد؟ به نظر بسیاری این بخش در مغز ما جای دارد. اما این نظریه هم تمام مشکل ها را حل نمی کندو چنانچه مغز مرکز خود باشد، آیا دیگر قسمت های بدن اضافی است؟ مسلماً نه. "خود" با تمام بدن در ارتباط است. بدن ما بخشی از وجود ماست، درست مثل مغزمان. دست ها و پاهایمان به همان میزان "شخصیت ما" حس از خود را در ما تشکیل می دهند. با وجود این، ما به طور حیرت آوری چنان از بخش های بدنمان صحبت می کنیم که گویی آنها فقط تکمیل کنندۀ یکدیگرند.

 پاهایم را دوست ندارم.
 بازوهایم خیلی چاق است.
 بینی ام خیلی بزرگ است.

تمام این گفته ها بیانگر این مطلب است که گوینده بخشی از بدن خویش را انکار می کند. با وجود این دست ها پاها و بینی مکمل چیزی هستند که "خود" نامیده می شود. همان طور که یک راننده با تمام قسمت های وسیله ی نقلیه اش سر و کار دارد، جنبه های خود هم شامل همه چیز ما می شود. مانند:
جسم ما، افکار ما، احساسات ما، ادراک های ما از خودمان، اعتقادهای ما، عملکرد ما و غیره.

ما هر چه بیشتر به جنبه های خود دستیابیم بیشتر با مردم هماهنگ می شویم .

در این مطلب از شما می خواهیم تا جنبه های گوناگونی از آنچه هستید را کشف کنید.

تمرین هایی که در ادامه ذکر می شود را به آرامی انجام دهید و درک خودتان را از "خود" مورد بررسی قرار دهید.

جنبه های "خود"


خود فیزیکی

خود فیزیکی یه حسی اطلاق می شود که نسبت به بدنتان دارید. همان طور که قبلاً گفته شد، خیلی راحت است که درباره بدنمان به عنوان بخش تکمیل کننده ای که با "خود" در ارتباط است صحبت یا فکر می کنیم.
در ضمن توجه داشته باشید که ما از طریق بخش فیزیکی خود با دیگران ارتباط برقرار می کنیم. بعضی مواقع این ارتباط بر زبان بدن اشاره می کند. عناصر مهم ارتباط غیر کلامی یا زبان بدنی شامل موارد زیر است:
ارتباط چشمی، لمس کردن، ایما و اشاره، نزدیکی به دیگران جنبه های زبان غیر شفاهی در گفتار شامل آهنگ صدا، بلندی صدا و غیره، حالات چهره و...

یکی از راه های استفاده از زبان بدن توجه به آن است. این حقیقت دارد که ما می توانیم با حرکت های فیزیکی که از خود نشان می دهیم، پیام خود را به دیگران برسانیم. همین الآن توجه کنید که چه طور نشسته یا ایستاده اید؟ آُیا شانه هایتان آویزان است؟ آیا قوز کرده اید؟ آیا اخمو هستید؟ آیا حالت آرامی دارید؟ حالا به حالت خود وقتی با دیگران صحبت می کنید توجه کنید. آیا هنگام نشستن و برخاستن راحت هستید؟ آیا هنگام صحبت با دیکران ارتباط چشمی معقولی دارید؟ آیا دوست دارید که نزدیک به دیگران بایستید یا از آنها فاصله می گیرید؟ تمام این حرکات به شناخت دیگران از ما کمک می کند.

به این نکات درمورد زبان بدن و در برقراری ارتباط با دیگران توجه کنید.

در حالت و شرایطی بنشینید یا بایستید که مقابل مردم قرار بگیرید. اگر مایلید که دیگران بفهمند به آنها توجه و علاقه داریم، باید وقتی به صحبت آنان گوش می کنیم رو به روی آنها قرار بگیریم.
راحت بنشینید؛ یعنی سعی کنید دست به سینه یا چهارزانو ننشینید. حالت معذب دست به سینه یا چهارزانو در دیگران حس تدافعی ایجاد می کند.
اگر مایلید علاقه خود را به شخصی که با شما صحبت می کند نشان دهید، کمی به سمت او خم شوید. آشکار کردن این علاقه لازم است.
با دیگران ارتباط چشمی راحتی برقرار سازید. تأثیر ارتباط چشمی به چند عامل بستگی دارد: میزان راحتی ما با دیگران، میزان علاقه ما به آنها، مضطرب بودن یا آرامش داشتن ما و غیره. اگر مایلید علاقه ی خود را به دیگران نشان دهید، ضمن گوش کردن به حرف های آنان باید به آنها نگاه کنیم.
راحت باشید. در ارتباط با افراد لازم نیست چیزهایی را که می خواهیم به آنها بگوییم از قبل حفظ کنیم یا فکر کنیم که بعداً چه کاری را انجام دهیم. مهم این است که راحت بنشینیم و به آنها توجه کنیم. اگر بخواهیم شخصی با ما راحت صحبت کند راحت بودن خودمان هم مهم است.

شما می توانید به مرور زمان به زبان بدن خویش آگاهی یابید و به آن توجه کنید. بدین طریق می توانیم آنچه را "هرون" و "پیپلو" آن را "آگاهی استفاده از خود" نامیده اند، فرا بگیریم و به جای اینکه بگذاریم زبان بدن ما بدون کنترل کار کند، با یادگرفتن چند تمرین آن را تحت کنترل خود درآوریم. اگر فکر می کنیم که بعضی از رفتارهایمان نیاز به تغییر دارد باید در وهله ی اول آن ها را مشخص کنیم.

خودآگاه شدن سریع و غیر منتظره اتفاق نمی افتد و نیاز به زمان دارد. اگر بتوانیم به رفتارهایمان، همان موقع که آنها را انجام می دهیم، توجه کنیم، دستیابی به خود آگاهی راحت تر صورت می گیرد. یکی از روش ها این است که در ارتباطاتمان توجه کنیم که چگونه نشسته ایم. وقتی به این مسئله توجه کردی، فکر کنید چه کاری لازم است انجام دهید تا طرف مقابلتان بفهمد که به او اهمیت می دهید. شاید برای حصول به این امر لازم باشد در زبان بدن خویش تغییری حاصل کنید. در اولین تمرین از شما می خواهیم که کشف کنید چه احساسی در مورد "جنبه ی فیزیکی خود" دارید.

تمرین شماره ی 1


فعالیت

یک ورق بردارید و آن را به سه ستون تقسیم کنید. در اولین ستونی نام کسی را که دوست دارید بنویسید. در ستون دوم نام کسی را بنویسید که دوستش ندارید. در ستون سوم هم نام خودتان را بنویسید.
زیر ستون اول مشخصه های فیزیکی شخصی را که دوست دارید بنویسید و سعی کنید توصیف شما با ذکر جزئیات باشد و تا می توانید ویژگی های فیزیکی او را شرح دهید. سپس همین کار را در ستون دوم انجام دهید و مشخصه های شخصی را بنویسید که دوستش ندارید. باز هم سعی کنید توصیف شما با ذکر جزئیات باشد. پس از آن، مشخصه های فیزیکی خودتان را شرح دهید. سپس هر سه توصیف را بخوانید و به سؤالات زیر پاسخ بدهید:

 این سه توصیف از چه نظر شبیه هم هستند؟
 این سه توصیف از چه نظر با هم تفاوت دارند؟
 چه کسی با جزئیات بیشتری توصیف شده است؟
 کدام مشخصه ی فیزیکی دوستتان را خیلی دوست دارید؟
 کدام مشخصه ظاهری دوستتان را کمتر می پسندید؟
 از کدام مشخصه ی ظاهری شخصی که دوست ندارید بیشتر بدتان می آید؟
 از کدام مشخصه ی ظاهری او کمتر بدتان می آید؟
 مشخصه ی ظاهری کدام یک از این اشخاص خیلی شبیه شماست؟
 دوست دارید که مشخصه ی فیزیکی شما از چه جهاتی تغییر کند؟
 به فعالیت زیر توجه کنید، دو نفر از سه نفری که توصیف کرده اید از چه نظر به هم شبیه هستند و در

1) عین حال تفاوت آنها با نفر سوم در چیست؟ با سؤال های زیر دو نفر از افرادی که در ذیل نام برده شده است بررسی کنید.
 خودتان و فردی را که دوست دارید؛
 خودتان و فردی که دوستش ندارید؛
 فردی را که دوست دارید با فردی که دوستش ندارید؛
 خودتان را با فردی که نامش در این ورق نبوده است؛
 خودتان را با یکی از والدینتان؛
 خودتان را با یکی از اساتید دانشگاه.


2) توصیفی از مشخصه ی ظاهری فیزیکی خود را از نظر شخصی که دوست دارید و همچنین از نظر شخصی که دوست ندارید بنویسید، بنویسید فکر می کنید تا چه اندازه توصیف های شما درست است.

در مطالب بعدی به بحث درمورد خود واقعی، خود آرمانی، خود برای دیگران، خود اجتماعی، خود معنوی-روحانی و خود جنسی خواهیم پرداخت و تمرین ها و فعالیت هایی در هر یک از زمینه های خودشناسی ارائه خواهیم کرد.

برگرفته از کتاب من کیستم؟
گردآوری: نگار صادقی

مرکز مشاوره راه فردا

^