در مطالب پیشین در مورد خود، اهمیت شناخت خود و 5 جنبه ی مختلف خود اطلاعاتی کسب کردیم.
در این مطلب دو جنبه ی دیگر از خود را خواهیم شناخت.


خود معنوی

یکی از جنبه های خاص شخصی «خود» جنبه ی معنوی آن است.اگرچه کلمه معنوی غالباً با مذهب همراه است، ولی الزامی را ایجاب نمی کند. راه دیگر تفکر درباره ی معنویات این است که از دیدگاه نیازمان برای معنا بخشیدن به زندگی به آن نگاه کنیم. برانو بتلهیم معتقد است که مردم با هر موضوعی که بتوانند برای آن دلیلی بیابند، کنار می آیند. اکثر افراد برای انجام دادن هر کاری نیاز به هدف دارند. برای برخی این هدف از طریق ایمان مذهبی حاصل می شود و برای بعضی دیگر، این هدف را عناوینی همچون سیاست، فلسفه یا روانشناختی تأمین می کند. به طور کلی جنبه ی معنوی مرتبط با چیزی است که به آن اعتقاد دارید.
چرا آگاهی داشتن نسبت به اعتقاد هایمان از اهمیت بسزایی برخوردار است؟

‌أ) این آگاهی به ما کمک می کند تا انتظار نداشته با شیم همه ی اشخاص درباره ی همه چیز همان گونه که ما فکر می کنیم، فکر کنند. اگر به اعتقادهای خویش آگاهی نداشته باشیم، احتمال رخ دادن چنین مسئله ای زیاد است؛ یعنی تصور می کنیم دیگران به همان طریقی که ما می اندیشیم، می اندیشند.
‌ب) با آگاهی داشتن از اعتقادهای خویش، زمانی که با کسی رو به رو می شویم که حس معنایی خود را از دست داده است، بهتر می توانیم به او کمک کنیم وکمتر او را موعظه می کنیم. متقاعد کردن دیگران به اینکه اعتقادها و ارزش های ما بهترین است، درست نیست. همانطور که کارل راجرز می گوید: «وقتی به مردم اجازه داده می شود که خودشان در مورد زندگی و اعتقادهایشان تصمیم بگیرند، راحت تر هستند.» بدین ترتیب، هیچ کس به جای شخص دیگری تصمیم گیری نمی کند. اغلب ما، با اینکه دیگران هم بی تأثیر نبوده اند، خودمان به باورهایمان دست یافته ایم و در نهایت، این ما بوده ایم که تصمیم گرفته ایم چه چیزی را باور کنیم.

بعضی معتقدند که مسائل معنوی آنقدر شخصی است که نباید در مورد آن بحث کرد. اگر انسان را به صورت یک کل در نظر بگیریم، بخشی از این کل همان جنبه های معنوی زندگی انسان است. اگر اعتقادها و ارزش های خویش را مدنظر نداشته باشیم، نمی توانیم به دیگران کمک کنیم تا در مورد اعتقادهای خود فکر یا صحبت کنند.


فعالیت 6
مأموریت: کشف اعتقادهای معنوی خود

متن کوتاهی راجع به چیزی که به آن اعتقاد دارید، بنویسید. برای نوشتن متن از سؤال های زیر کمک بگیرید.
 آیا به خداوند اعتقاد دارید؟
 اگر اعتقاد دارید، درک شما از خداوند چیست؟
 آیا فردی مذهبی هستید؟
 اگر منکر خدا هستید، در مورد افرادی که به او اعتقاد دارند چگونه فکر می کنید؟
 اگر به وجود خدا اعتقاد دارید در مورد افرادی که منکر او هستند چگونه فکر می کنید؟
 آیا باور دارید که زندگی فراتر از آن چیزی است که ما می توانیم ببینیم، بشنویم، بچشیم، لمس کنیم یا ببوییم؟
 اگر باور دارید، چیست....؟
 آیا به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟
 آیا باور دارید که زندگی دارای معناست؟
 چطور از اعتقادهای خویش بهره برداری می کنید؟
 چگونه به این اعتقادها دست یافته اید؟
این فعالیت را با یکی از دوستانتان یا در گروهی کوچک انجام دهید. اعتقادهای خود را با آنها در میان بگذارید. میزان توافق یا مغایرت نظرهای خویش را با آنان بررسی کنید و آن را بنویسید.


فعالیت 7
مأموریت: کشف احساساتتان درباره اعتقادهای دیگران

عبارت زیر را بخوانید و ببینید چگونه به آنها پاسخ می دهید.
1- یکی از همکارانتان سعی می کند که شما را به یک سری اعتقادهای مذهبی ارشاد کند، آیا شما....
الف- به او می گویید که نظر مخالفی دارید.
ب- به او می گویید که نمی خواهید به گفته هایش گوش کنید.
پ- به او می گویید که مذهب موضوعی شخصی است و نباید درباره ی آن بحث کرد.
ت- به او می گویید که به خداوند اعتقاد ندارید.
ث- چیز دیگری می گویید.


2- یکی از دوستانتان به شما می گوید که به خداوند اعتقاد ندارد، آیا شما....
الف- نظر شخصی او را می پذیرید.
ب- سعی می کنید فکر او را عوض کنید.
پ-احساس می کنید وظیفه دارید که او را ترغیب کنید تا وجود خداوند را بپذیرد.
ت- به او می گویید که بالاخره یک روزی نظرش عوض می شود.
ث- چیز دیگری می گویید.


3- یک مسیحی (فرض کنیم مسلمان هستید) در خانه ی شما را می کوبد، آیا شما....
الف- به او می گویید که برود.
ب- به گفته اش گوش می کنید.
پ- به او می گویید که به مذهب دیگری اعتقاد دارید.
ت- سعی می کنید با او بحث کنید.
ث- با او با خشونت برخورد می کنید.
ج- چیز دیگری می گویید و برخورد دیگری می کنید.


4- یکی از اسانید دانشگاه شروع به بحث درباره ی مذهب و معنویات می کند.
الف- در بحث شرکت می کنید.
ب- ترجیح میدهید در بحث شرکت نکنید.
پ- از افرادی که فاقد درک هستند عصبانی می شوید.
ت- اظهار می کنید که این موضوع بسیار شخصی است.
ث- حرف دیگری می زنید یا کار دیگری می کنید.


5- بیماری از شما می خواهد برای او دعا بخوانید، آیا شما....
الف- تقاضایش را می پذیرید.
ب- مضطرب می شوید.
پ- عذر خواهی می کنید و می گویید مذهبی نیستید.
ت- پیشنهاد می کنید که فردی روحانی برایش خبر کنید.
ث- چیز دیگری می گویید یا کار دیگری می کنید.


6- بیماری می گوید که احساس می کند زندگی بی معناست. آیا شما....
الف- به او می گویید نباید زیاد بدبین بود.
ب- درباره خداوند با او صحبت می کنید.
پ- از احساساتش با او صحبت می کنید.
ت- به او می گویید که می خواهید پرستار ارشدی را خبر کنید تا با او صحبت کند.
ث- به او می گویید که زندگی مفاهیم بسیاری دارد و طرز تلقی او از زندگی درست نیست.
ج- حرف دیگری می زنید یا کار دیگری می کنید.


به عکس العمل های خود در موقعیت های ذکر شده توجه کنید و ببینید که اگر کاملاً برخلاف نظرهای هر کدام از این اشخاث عکس العمل نشان دهید، چه اتفاقی رخ می دهد.هچنین، توجه کنید که اگر دقیقاً نظری مخالف با نظرهای معنوی فردی که در مقابل شماست ابراز کنید، چه اتفاقی رخ می دهد.


فعالیت 8
مأموریت: کشف کنید که در جنبه ی معنوی، پذیرش چه جیزی مشکل و چه چیزی آسان است.

اظهارات زیر را بخوانید و نظر خود را به صورت موافق، مخالف یا مردد اعلام کنید.
1. فقط یک مذهب درست وجود دارد.
موافقم            تردید دارم               مخالفم


2. اغلب مذاهب دارای حقایقی هستند.
موافقم            تردید دارم              مخالفم


3. خداوند یک شخص است.
موافقم           تردید دارم              مخالفم


4. خداوند وجود ندارد.
موافقم         تردید دارم               مخالفم


5. زندگی پس از مرگ وجود دارد.
موافقم        تردید دارم               مخالفم


6. همه چیز همین جاست و مرگ آخر خط است.
موافقم        تردید دارم              مخالفم


7. از نظر فرهنگی مذهب از اهمیت بسزایی برخوردار است.
موافقم        تردید دارم              مخالفم


8. هیچ مذهبی کاملاً حقیقت ندارد.
موافقم        تردید دارم             مخالفم


9. در فعالیت های مذهبی هیچ نکته مهمی را نمی بینم.
موافقم        تردید دارم            مخالفم


10. اعتقادهای مذهبی ام جزو مهم ترین جنبه های زندگی ام نیست.
موافقم        تردید دارم            مخالفم


خود تاریک

اغلب ما دارای رازهای پنهانی هستیم. جنبه های خاصی از خودمان که آنها را دوست نداریم. بعضی وقت ها انرژی زیادی صرف می کنیم و به خودمان فشار زیادی وارد می کنیم تا این رازها فاش نشوند. گاهی این کار قابل قبول است، چون لازم نیست درباره ی افکار، احساسات و خودمان با هرکسی صحبت کنیم. از طرفی، جای تأسف است که مسائلی در زندگی مان وجود داشته باشد که نتوانیم با هیچ کس در میان بگذاریم. اغلب مواقع جنبه ی «تاریک» و مخفی «خود» با مسائل زیر ارتباط میابد.


• داشتن احساساتی خصمانه نسبت به دیگران؛
• داشتن احساساتی که فکر می کنیم عجیب هستند.
• افکار و احساساتی که مطمئن هستیم در هیچ شخص دیگری وجود ندارد.


بخش تاریک شخص با مقداری جزئیات در ادبیات داستانی ظاهر می شود.
گاهی وقت ها وقتی بخش تاریک شخصی فاش می شود، به او حالت از خود بیگانگی دست می دهد. از خود بیگانه کسی است که با قوانین و رسم های اجتماعی تطبیق نمی یابد.
این مسئله در روان درمانی مشخص شده است که افکار و احساساتی را که ما مخفی می کنیم، همان افکار و احساساتی است که بیشتر افراد آن را مخفی می کنند یا بنا به گفته راجرز، چیزی که خیلی شخصی است در واقع خیلی هم عمومی است. اگر ما از بخش تاریک خویش با شخص دیگری صحبت کنیم، متوجه می شویم که نه تنها در افکار و احساسات خود تنها نیستیم، بلکه افراد بسیاری افکار و احساساتی همانند ما دارند. بد نیست که گاهی این افکار و احساساتمان را با دیگران در میان بگذاریم. با مخفی کردن آنها مشکل جدی تر می شود، ولی با صحبت گاهگاهی به حل مشکل نزدیک تر می شویم.
سیمون ویل در مورد خود تاریک می نویسد: «نطفه ی تمام جرم ها در من موجود است، جرم ها مرا به وحشت می اندازند، اما موجب حیرتم نمی شوند؛ امکان وجود آنها را در خود حس می کنم؛ در واقع به دلیل همین احساس امکان وجود آنها در خودم، چنین سراپا در وحشتم؛ این میل طبیعی، خطرناک و بسیار دردناک است، اما این را هم مثل هر یک از امیال طبیعی و گوناگون می توان به سوی هدفی خوب سوق داد.»
درباره بخش تاریک خود چطور فکر می کنید؟ آیا آن را نادیده می انگارید؟ وانمود می کنید آنجا نیست؟ یا ترجیح می دهید به بخش روشن آن نگاه کنید، چرا که بخش تاریک خود فقط موجب افسردگی شما میشود.


فعالیت 9
مأموریت: کشف بخش تاریک

این فعالیت نیاز به نوشتن ندارد. فقط در ذهن خود از چیزهایی که نمی توانید درباره ی آنها با اشخاص ذیل صحبت کنید، یادداشت بردارید.
 همکارانتان
 خویشاوندان به جز افراد نزدیک خانواده
 دوستان نزدیکتان
 صمیمی ترین دوستتان
 همسرتان


ضمناً اگر مواردی وجود دارد که با هیچ کس نمی توانید صحبت کنید، از آنها یادداشت بردارید. حالا از خودتان بپرسید که چرا نمی توانید با این افراد راجع به خودتان صحبت کنید؟ اگر این کار را بکنید، چه اتفاقی می افتد؟

در مطالب دیگر در مورد ابعاد دیگر خود به بحث خواهیم پرداخت.
با ما همراه باشید...

 

 

 

منبع: کتاب من کیستم؟

گردآورنده: نگار صادقی

مرکز مشاوره راه فردا

^