بررسي تاثير اجراي برنامه "فلسفه براي كودكان" (P4C) بر افزايش هوش هيجاني دانش آموزان دختر مقطع اول راهنمايي مدرسه شهداي آزادي شهر تهران در سال تحصيلي 88-89

حميد رضا حاتمي- يوسف كريمي- زهرا نوري

 

چكيده هدف پژوهش حاضر بررسي تاثير اجراي برنامه "فلسفه براي كودكان" (p4c) بر افزايش هوش هيجاني دانش آموزان دختر مقطع اول راهنمايي شهر تهران بود. نمونه اين پژوهش شامل 30 دانش آموز دختر پايه اول راهنمايي مدرسه شهداي آزادي منطقه 12 شهر تهران بودند كه به صورت تصادفي به 2 گروه آزمايشي وكنترل تقسيم شدند. ابزار جمع آوري داده ها آزمون هوش هيجاني بار- آن ( Bar-On) بود. ضمنا براي بررسي فرضيه هاي پژوهش از طرح پيش آزمون وپس آزمون با گروه كنترل استفاده شده است.به منظور تحليل داده ها از مقايسه ميانگين افتراقي (تفاوت نمره ها در پيش آزمون و پس آزمون ) با استفاده از آزمون t استودنت براي گروه هاي مستقل استفاده شد. با بررسي نتايج مشاهده شد اجراي برنامه" فلسفه براي كودكان" افزايش معني داري را در هوش هيجاني و مهارت هاي بين فردي و مهارت هاي ساز گاري نشان داد.اما در مهارت هاي درون فردي، مهارت هاي كنترل تنش هاو مهارت هاي كلي تغيير معني داري مشاهده نشد. كليدواژهها: فلسفه براي كودكان، هوش هيجاني. ادبيات داستاني كودكان و نقش آنها در رشد تفكر مژگان رشتچي چكيده آموزش تفكر به كودكان كه فلسفه براي كودكان (P4C) نيز ناميده مي شود يكي از برنامه هاي آموزشي است كه مورد توجه بسياري از دست اندركاران تعليم و تربيت كودك قرار گرفته است. در اين برنامه آموزشي از داستان ها به عنوان ابزار اصلي آموزش استفاده ميشود زيرا عقيده بر اين است كه داستان ها مي توانند مهارت هاي شناختي و توانايي پرسشگري را در كودكان بالا ببرند و در نتيجه او را در ارزيابي استدلال ها، درك روابط علت و معلولي و كشف و تحليل مفاهيم و همچنين نتيجه گيري درست از رويدادها ياري كنند. به همين منظور متيو ليپمن كه پايه گذار آموزش فلسفه براي كودكان است داستان هايي را با هدف آموزش تفكر به كودكان نوشته است. مقاله حاضر با تاييد برنامه آموزش فلسفه به كودكان سعي دارد نشان دهد كه استفاده از كتاب هاي ادبي كودكان در برنامه درسي يك ضرورت است و مي تواند نقش به سزايي در پيشبرد تفكر كودكان داشته باشد. بنابراين بايد به داستان هاي ادبي به عنوان يك ابزار آموزشي نگاه كرد، داستان خواني را جزء برنامه هاي اصلي كودكان در مدارس قرار داد تا كودكان بتوانند از طريق گفت و گو در مورد آنها قدرت تفكر خود را بالا ببرند. نكته ديگر كه بايد به آن توجه كرد اين است كه استفاده از داستان راه تعامل بزرگسالان با كودكان را هموار ميكند و در عين افزايش قدرت تفكر، آنها را با رفتار ها و مسائل اجتماعي آشنا مي سازد. كليدواژهها: ادبيات كودك، ادبيات داستاني، دوران كودكي، فلسفه براي كودكان، آموزش تفكر. بررسي استعاره در ادبيات كودك و نوجوان در چارچوب زبان شناسي شناختي شهلا شريفي - زهرا حامدي شيروان چكيده تا پيش از پيدايش زبان شناسي شناختي، استعاره فقط به عنوان يك ويژگيِ زبان ادبي و مخصوصاً شعر در نظر گرفته مي شد كه با ديگر صورت هاي زباني رابطه اندكي داشت. اما مطالعات شناختي در زمينه استعاره اين ديدگاه سنتي را تغيير داده است. در اين پژوهش پس از معرفي رويكرد شناختي به استعاره، به بررسي ده كتاب داستان از مجموعه داستانهاي منتشر شده براي گروه سني كودكان و نوجوانان مي پردازيم. هدف از اين بررسي اين است كه بدانيم چه انواعي از استعاره (با توجه به نظريات ليكاف سال 1992و1980) در اين كتابها به كار رفته اند و از اين انواع كداميك بيشتر به كار رفته و اساساً استعاره در اين كتابها براي تسهيل درك چه مفاهيم ذهني مورد استفاده قرار گرفته است. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه از ميان انواع استعاره هاي معرفي شده توسط ليكاف، شخصيت بخشي كه از جمله استعاره هاي هستي شناسانه است بيش از ديگر انواع استعاره در اين داستانها به كار رفته و نوع استعاره هاي به كاررفته در اين كتاب ها در غالب موارد با مراحل رشد شناختي و تفكركودك كه توسط پياژه بيان شده سازگاري دارند. همچنين اينكه استعاره ها در درك بهتر مفاهيم پيچيده و انتزاعي توسط كودكان و نوجوانان و آموزش برخي از مفاهيم به آنها نقش مهمي دارند. كليدواژهها: زبان شناسي شناختي ، استعاره ، ادبيات كودكان، رشد شناختي، استعاره شناختي. گفتار خودمحور و عملكرد كودكان پيش¬دبستاني در تكليف برج لندن زهرا طبيبي - مليحه پيله چيان - مهديه طاهري چكيده كودكان در بازي يا هنگام انجام تكليف با خود صحبت مي كنند (گفتار خودمحور). هدف پژوهش حاضر بررسي پديده گفتار خودمحور در نمونه كودكان ايراني بود. سوالات پژوهش عبارت بودند از آيا كودكان ايراني در حين انجام تكليف با خود صحبت مي كنند؟ آيا رابطه اي بين گفتار خودمحور كودكان و عملكرد آنها وجود دارد؟ آيا دشواري تكليف نقشي در توليد گفتار خودمحور دارد؟ عملكرد 32 كودك پنج ساله در تكليف برج لندن كه شامل موقعيت هايي آسان و دشوار است، مورد مشاهده قرار گرفت و صحبت هاي ضبط شده آنها حين انجام تكليف كدگذاري شدند. نتايج تحقيق نشان داد كه ميزان گفتار اجتماعي بيش از گفتار خودمحور كودكان بود. ميزان بيشتر گفتار خودمحور با عملكرد بهتر كودكان در تكليف برج لندن همراه بود. نتايج مربوط به اثر دشواري يا آساني تكليف بر توليد گفتار خودمحور مطابق با فرضيه پژوهش نبود. اما شواهدي مبني بر تاثير دشواري متناسب تكليف بر توليد گفتار خودمحور بدست آمد. ايجاد نگرشي مثبت در بين والدين و معلمين در مورد اين رفتار كودكان و بهره گيري از آن در امور آموزشي از كاربردهاي تلويحي نتايج پژوهش حاضر است. كليدواژهها: گفتار خودمحور، برج لندن، كودكان پيش دبستاني. شناسايي عوامل موثر بر پرورش خلاقيت در دانشآموزان مقطع راهنمايي از ديدگاه دبيران ، مديران و كارشناسان آموزش اداره منطقه 6 آموزش و پرورش استان تهران مهران فرجاللهي - سيد علي محمد موسوي - پروانه تاجي چكيده در اين تحقيق با استفاده از روش پژوهشي پيمايشي به بررسي راهكارهاي پرورش خلاقيت در دانشآموزان دورة راهنمايي پرداخته شده است.جامعة آماري اين تحقيق، متشكل از دبيران و مديران مقطع راهنمايي مدارس منطقة 6 آموزش و پرورش شهر تهران و كارشناسان تعليم و تربيت اين منطقه است كه در يكي از رشتههاي علوم تربيتي تحصيل كردهاند. جهت اندازهگيري حجم نمونه از روش نمونهبرداري تصادفي خوشهاي و جدول مورگان استفاده شده و ابزار سنجش اين پژوهش پرسشنامهاي 51 سوالي شامل 10 سوال عمومي و 41 سوال تخصصي بوده است. اطلاعات بدست آمده از پرسشنامهها، از طريق پردازش و تحليل عاملي شاخصهاي پژوهشي، توسط بسته نرمافزاري spss در رايانه در دو بخش توصيفي و تحليلي مورد بررسي قرار گرفت. 5 عامل درخصوص راه كارهاي پرورش خلاقيت به شرح ذيل استخراج شدند: 1. آموزش خودراهبري به دانشآموزان 2. توجه به جنبههاي عاطفي آموزش 3. استقلال اجتماعي خانواده 4. تقويت خودارزيابي در دانش آموزان 5. تلاش خانواده براي دادن استقلال عمل به دانش آموزان كليدواژهها: خلاقيت ،جنبه عاطفي آموزش ، خودارزيابي ،استقلال اجتماعي. آيا فلسفه براي كودكان به نسبيگرايي ميانجامد؟ روح االله كريمي چكيده در اين مقاله در ابتدا رويكردهاي نسبيگرايي، شكاكيت و جزمگرايي با استفاده از تمثيل «فيل در تاريكي» تبيين و سپس رويكرد چهارمي تحت عنوان «واقعگرايي حداقلي» مطرح شده است. در ادامه از آنجا كه مؤلف بر اين عقيده است كه نيچه عليرغم رد حقيقت در آثار ابتدايي خود، نهايتاً در شش اثر پاياني خود به «واقعگرايي حداقلي» رسيد، سعي شده است با استفاده از آثار نيچه اين رويكرد، ضمن دو مبحث «تاريخ جهان حقيقي» و «منظرگرايي» بيشتر تبيين شود. نتيجه آنكه منظرگرايي نه تنها مساوي نسبيگرايي نيست، بلكه از اجزاي اصلي رويكرد چهارم است كه عليرغم پذيرش نظرگاههاي مختلف در شناخت حقيقت و لزوم و ناگزيري از آنها و بنابراين ضرورت تشكيل «حلقة كندوكاو» براي شناخت حقيقت، آن را معادل انكار حقيقت و مساوي نسبيگرايي نميداند. در پايان ضمن اطلاق مباحث مطرح شده بر موضوع «فلسفه براي كودكان» نتيجه گرفته شده كه «حلقة كندوكاو» نه تنها به نسبيگرايي نمي انجامد بلكه با اعتقاد به نسبيگرايي، اصولاً حلقة كندوكاوي شكل نميگيرد و اصل شكل گرفتن حلقة كندوكاو اولاً به معناي باور به وجود حقيقت و ثانياً وجود و لزوم نظرگاههاي مختلف در شناخت حقيقت است و اين مورد اخير لزوماً معادل نسبيگرايي نيست. كليدواژهها: نسبيگرايي، شكاكيت، جزمگرايي، واقعگرايي حداقلي، نيچه، منظرگرايي، فلسفه براي كودكان. آموزش تفكر به كودكان راهي براي دستيابي به صلح جهاني سعيد ناجي - سميه خطيبي مقدم چكيده تحقق صلح در جوامع حاضر بدون ترويج و نهادينهكردن آن، غيرممكن است و اين، آموزش مداوم و بيوقفهي آن را ميطلبد. برنامهي آموزشي فلسفه براي كودكان (فبك) مدعي است كه با روش خاص خود يعني حلقهي كندوكاو فلسفي، ميتواند در اين راستا گامي موثر بردارد. در واقع حلقهي كندوكاو مدل كوچكي از جامعه است كه معلم و دانشآموزان در آن اصول حاكم بر يك جامعهي صلحآميز را در عمل تمرين ميكنند. در اين پژوهش سعي كرديم با تحليل مؤلفههاي برنامهي فلسفه براي كودكان و نوجوانان و تشريح مؤلفههاي پديدهي صلح و همچنين بررسي نتايج اجراي برنامهي فبك در سطح جهان و ايران، نشان دهيم كه چگونه اين برنامه با تقويت مهارتهاي فكري و رفتاري كودكان و نوجوانان، ميتواند گفتگو را به جاي تنازع، و صلح را به جاي جنگ بنشاند و آنها را نهادينه سازد. كليدواژهها: فلسفه براي كودكان و نوجوانان، حلقهي كندوكاو فلسفي، صلح، فرهنگ صلح، گفتگو.

^